سوال: اگر ما پدیده روشنفکری دینی را به صورت یک جریان در نظر بگیریم ، می خواستم به عنوان سوال اول بپرسم که بستر تاریخی ظهور این اندیشه چه بوده است؟ جواب: روشنفکری دینی در بستر مواجهه ما با تجدد به وجود آمده است. مدرنیته غرب بر کشورهایی مانند ایران عارض شد و برخورد آن […]
ادامه مطلبنوشته ها و گفته ها
گفتگویی درباره مراحل اندیشهورزی عبدالکریم سروش
س.لطفاً به عنوان اولين سوال بفرماييد که انديشه دکتر سروش از لحاظ تاريخي به چند مرحله کلي تقسيم ميشود؟ ج.همانطوري که در کتاب دين انديشان متجدد هم توضيح داده ام به نظر من انديشه دکتر سروش را ميتوان به شش مرحله کلي تقسيم كرد. البته بايد تاکيد کنم که اين تقسيم بندي ها مطلق نيست […]
ادامه مطلبانسان خاكي، علوم افلاكي
جلال آلاحمد گفته است: «از غرب يك مقدار چيز ما لازم داريم بگيريم اما نه همه چيز را. از غرب يا در غرب ما در جستوجوي تكنولوژي هستيم. اين را وارد ميكنيم عملش را هم ميآموزيم. گرچه غربي نيست و دنيايي است اما ديگر علوم انساني را نه. علوم انساني يعني از ادبيات بگير تا […]
ادامه مطلبچرا تعجب نمیکنیم؟
در شمارة 35 ماهنامة محترم همشهری (دی 1388) پروندهای هست دربارة بومیسازی علوم انسانی و در آن پرونده مصاحبهای هست با آقای دکتر ابراهیم فیاض در اینباره. دربارة کل ماجرای بومیسازی علوم انسانی میشود بحثهای فراوانی مطرح کرد. دربارة آراء مطرح شده در پروندة پیشگفته هم نکات گوناگونی قابل طرح است. من در این یادداشت […]
ادامه مطلبهویتِ اثر، اثرِ هویت
از “اثر هنری” که سخن میگوییم تصویری آرمانی در ذهنمان شکل میبندد، چیزی ورای زمان و مکان، اتفاقی زیبا و ژرف، و البته مطلق و محض. اثر هنری واقعی، حتما بهرهمند از زیبایی و ژرفاست و اگر شاهکار باشد، قطعا زمان و مکان را درمینوردد، اما مطلق و محض نیست. یعنی ورای زمان و مکان […]
ادامه مطلبچرا حکومتهای کمونیستی تبدیل به حکومتهای سلطنتی می شوند؟
شاید بهتر باشد سوال را به صورت دیگری مطرح کنیم: چرا حکومتهای به اصطلاح کمونیستی تبدیل به حکومتهای سلطنتی نشوند؟ به عبارت دیگر چرا توقع داشته باشیم تبدیل به حکومتهای غیر موروثی دموکراتیک بشوند؟ اگر دموکراسی به معنای ساز و کار به حکومت رسیدن آراء اکثریت در عین حفظ حقوق پایه و آزادی های اقلیت […]
ادامه مطلبگاهی دلت برای خودت …
ببین دوست خیلی کم سن و سال، همین اول کار بگویم، شاید خبرهای خوبی برایت نداشته باشم. اما باخبری بهتر از بی خبری است. دست کم تو اینجور خیال خواهی کرد. مثلا همین نامه نوشتن. می تواند تجربه خوشایندی باشد، تجربه ای هیجان انگیز. در حال و هوایی هم می شود خاطره ای غم انگیز […]
ادامه مطلبفیلسوفی با غرور ابلیس
محمدمنصور هاشمي: با كتاب ويتگنشتاين و حكمت شما قانع شدم كه در انديشه ويتگنشتاين به نوعي دغدغه حكمت وجود دارد اما چند نكته به ذهنم ميرسد كه شايد بتوان حول و حوش آنها بحث كرد. اول اينكه آيا اين دغدغه حكمت صرفا جنبهاي از شخصيت ويتگنشتاين است يا در فلسفه او هم بازتاب يافته و […]
ادامه مطلبفلسفه در برابر فلسفه
وقتي ايدئولوژيي به اسم ماركسيسم به مثابه دستاوردي علمي مد روز بود ايستادن پاي فلسفه مجاهدتي فكري بود با نتايج مثبت اجتماعي و جا انداختن اينكه اين ايدئولوژي اصولا نسبتي با «علم» ندارد و فرض اصلي آن نادرست است و انديشه آدميان صرفا روبناي مناسبات اقتصادي- اجتماعي نيست بلكه بر آنها اثر هم ميگذارد واقعا […]
ادامه مطلبشما همان کارتان هستید
” شما همان کارتان هستید. ” معمولا اشخاص گوناگون را با جمله ای یا تصویری خاص به یاد می آوریم. جمله یا تصویری که چکیده ای است از تصور ما درباره آن شخص. برای من دکتر مجتهدی همیشه این گونه تداعی می شود: محکم ایستاده است و با لحن جدی و موکدش جمله ای را […]
ادامه مطلب