بر بساطی که بساطی نیست

نمایش نقاشی‌های اخیر ایمان افسریان در گالری اثر

موضوع: خبرها

 

از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه نهم

آن که غر می‌زند یک چیز می داند
آن که سکوت می‌کند ده چیز می‌داند

موضوع: دفتر یادداشت های بد

 

استاد ما، عبدالمحمد آیتی

بیستم شهریور ماه امسال (1392) مترجم و ادیب نامدار عبدالمحمد آیتی درگذشت. فوت هر یک از چهره‌های فرهنگ ضایعه‌ای است؛ هرچند وقتی عمری پربرکت را صرف کار مفید کرده باشند چندان جایی برای دریغ و حسرت نمی‌ماند که مرگ حق است و هست. اما البته اگر رابطه‌ای شخصی آدمها را به هم پیوند داده باشد و کسی را جزء خاطرات کسانی کرده باشد عاطفه و احساس دلتنگی سهم خود را می‌طلبند. "استاد عبدالمحمد آیتی" از عمری بابرکت بهره مند شده بود، اما "آقای آیتی" جزء خاطرات خوش زندگی من است و از این که وجود مهربان ایشان دیگر در دنیای ما نیست سخت احساس دلتنگی می‌کنم.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

دکتر رضا داوری در "حافظه" مهرنامه

در شماره جدید "مهرنامه" سومین گفتگو از سلسله گفتگوهای حافظه منتشر شده است؛ مصاحبه‌هایی درباره زندگی و آثار و افکار برجستگان عرصه اندیشه در ایران. گفتگوی اول با دکتر سید جواد طباطبایی بود و گفتگوی دوم با دکتر نصرالله پورجوادی. گفتگوی این شماره با دکتر رضا داوری اردکانی است. به دعوت دوستانم در مهرنامه من در گفتگوی اول و گفتگوی این شماره بوده‌ام. چون گفتگوی اول بحث‌هایی را برانگیخت، در این شماره یادداشت توضیحی من درباره آن گفتگو نیز منتشر شده است. آن یادداشت توضیحی را در ادامه می‌آورم:

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

توضیحی درباره دفتر یادداشتهای بد

طبعا نویسنده‌ای که نام دفتر یادداشتهایش را دفتر یادداشتهای بد گذاشته است یادداشتهایش را چندان جدی نمی‌گیرد چه رسد به این که بخواهد در مورد آنها ادعایی داشته باشد و برای خودش کشف و کرامتی قائل شود. حتما پیش می‌آید که برخی از این یادداشتهای تسخرآمیز با گفته‌ها و نوشته‌هایی شبیه از کار دربیاید، چه از باب توارد و چه به سادگی به این صورت که نویسنده دفتر یادداشتهای بد جمله‌ای را شنیده باشد و فراموش کرده باشد و بعدا آن را به صورتی که خودش دوست می‌داشته و می‌پسندیده به یاد آورده باشد.

موضوع: دفتر یادداشت های بد

 

از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه هشتم

این که بعضی بعضی دیگر را مغزشویی می کنند درست
اما این که بعضی پس از مغزشویی شدن از جانب بعضی دیگر
مغزشان آب می رود
حاکی از عیب و علتی در خودشان نیست؟
وجدانا "جنس مغز" در این ماجرا تاثیری ندارد؟!

موضوع: دفتر یادداشت های بد

 

دهان پرنده را نبند...

انتشار گزیده آثار هادی حیدری

موضوع: خبرها

 

رمان و فلسفه

موضوع صحبت من چنانکه اعلام شده "رمان و فلسفه" است و بررسی نسبت بین این دو. صرف نظر از آثار آموزشی‌ای مثل دنیای سوفی که در آنها اندیشه‌های فلسفی در قالب داستانی معرفی شده است و محل بحث ما نیست، همۀ ما تعابیری مثل رمان فلسفی یا فلسفۀ فلان رمان‌نویس را شنیده‌ایم، تعابیری که در ادامۀ این گفتار به آنها بر می‌گردم و دقیق یا غیر‌دقیق بودنشان را بررسی می‌کنیم. از طرف دیگر می‌دانیم که متفکران و فیلسوفان هم گاه دربارۀ رمان سخن گفته‌اند و تحلیلهایی از آن به دست داده‌اند، نمونۀ مشهور و کلاسیک هگل است که در درس‌گفتارهایش دربارۀ زیبایی‌شناسی در مقاطعی به صورت گذرا اما عمیق به رمان اشاره کرده و مثلا گفته است رمان حماسۀ دنیای بورژوا است یا اینکه رمان متعلق به دنیایی است که مناسبات اجتماعی آن به نثر تبدیل شده و عالم شاعرانه در آن جای خود را به عالم منثور داده است . خلاصه اینکه ظاهراً بررسی نسبت رمان و فلسفه موضوعی نیست که نیاز به توجیه داشته باشد. از منظرهای مختلف می‌توان دربارۀ این موضوع به بحت پرداخت و من در این گفتار می کوشم از منظری خاص – یعنی از منظر معرفت‌بخشی- به این مساله بپردازم.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

گنگ خوابدیده و شعبده کلمات

سال 1383 که چاپ اول کتاب هویت اندیشان و میراث فکری احمد فردید منتشر شد درباره آن یادداشتها و مقالات مختلفی به چاپ رسید (از جمله مقاله‌ها و یادداشتهایی از حمیدرضا ابک و محمد حسین صدیق یزدچی در روزنامه شرق و سید حسام فروزان در روزنامه همشهری). پیشتر از میان مطالب نوشته شده درباره کتابهای دین اندیشان متجدد: روشنفکری دینی از شریعتی تا ملکیان و قهقهه در خلأ، دو نوشته درباره هر کدام از آنها در این سایت نقل شده است. برای هویت اندیشان و میراث فکری احمد فردید هم همان قاعده آوردن دو مطلب رعایت شده است و از میان نوشته‌ها نقدی که در سوره منتشر شده بود نقل شد.
در پایان سال 1383 استاد بهاءالدین خرمشاهی در پاسخ به نظرخواهی سالانه مجله ارجمند نگاه نو از سر بزرگواری و چنانکه در یادداشتشان مشاهده می‌شود بدون آشنایی شخصی با نویسنده، این کتاب را برگزیده و در مطلبی با نام گنگ خوابدیده وشعبده کلمات معرفی کرده بودند. در کنار آن نقد پیشگفته، نوشته استاد خرمشاهی نیز در اینجا نقل می‌شود. بیش از هر چیز برای سپاس از کرامت ایشان و نیز ذکر این که نویسنده هویت‌اندیشان در سالهای آخر دبیرستان و آغاز دانشگاه گه گاه به دائره المعارف تشیع می‌رفت و از راهنمایی‌هایی استادانه جناب خرمشاهی در حوزه ترجمه و تحقیق در خوان کرمی که ایشان و استاد کامران فانی در آنجا گسترده بودند بهره‌مند می‌شد. طبیعی است که استاد خرمشاهی آن تازه‌جوانی را که برای سوال گه گاه مزاحم ایشان شده بود و نام ونشان و معرفی نداشت به خاطر نداشته باشند. اما طبعا "نکویی" ایشان در خاطر آن مراجع همیشه ماندگار است. متاسفانه تا پیش از این هیچگاه برای نویسنده کتاب برگزیده ایشان در آن سال، این مجال پیش نیامده است که آن بزرگ‌منشی را یاددآوری کند. قطعا ایشان و امثال ایشان نیازی به این یادآوری‌ها و سپاسگزاری‌ها ندارند، اما ذکر آن گونه بزرگواری‌ها در برخورد با مراجعان جوان برای دیگرانی از جمله همان مراجع کم سن و سال آن روزها ضرورت دارد و آموزنده است.

موضوع: خواندنی ها