ساحت بینش حافظ

مقاله‌ای از داریوش شایگان به ترجمه محمد منصور هاشمی

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

تعابیر قرآنی در زبان و ادبیات فارسی

معرفی کتاب "فرهنگ امثال و تعابیر قرآنی"

موضوع: خبرها

 

نقد و بررسی کتاب "اندیشه سیاسی متفکران مسلمان"

گزارشی از گفتار محمد منصور هاشمی در جلسات نقد و بررسی کتاب در کتابخانه بنیاد دایره المعاف اسلامی

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

چراغ روشن دوستداری دانش

یادداشتی درباره محمد تقی جعفری

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه پنجم

خدایا عقل نداده باشی گرفتاریم
عقل داده باشی
باز هم گرفتاریم
کلا به داده و نداده‌ات شُکر

موضوع: دفتر یادداشت های بد

 
 

کامیابیها و ناکامیها

آسیب شناسی روشنفکری ایران پس از انقلاب

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک

درباره آرامش دوستدار و فراز و فرود اندیشه هایش

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

پیشرفت و توسعه و اندیشه‌های اسلامی - ایرانی

لطفاً ابتدا کمی در باب خاستگاه و تاریخچه مفهوم پیشرفت توضیح بفرمایید.

اینکه مفهوم پیشرفت از چه زمانی برای بشر شناخته شده نزد مورخان اندیشه محل بحث است. چیزی که کم و بیش قطعی است این نکته است که حتی اگر مفهوم پیشرفت در دوران پیش از دوره جدید برای بعضی از انسان ها شناخته شده بوده، در ذهن و اندیشه عموم آدم ها غالب و برجسته نبوده است. از دوره جدید است که مفهوم پیشرفت به یکی از مولفه های درک عالم بدل می شود. این امر تا حدی معلول نحوه درک بشر از زمان هم بوده است. وقتی شما درکی دوری از زمان دارید، یعنی تاریخی دارید که دوری است، طبیعتاً مفهوم پیشرفت چندان نمی تواند در آن مطرح باشد. یا اگر شما درکی داشته باشید مبتنی بر اسطوره گذشته طلایی، طبیعتاً نمی توانید قائل به پیشرفت باشید. در دوره جدید و به ویژه در دوره روشنگری، بشر این درک را از خودش پیدا می کند که نه تنها در حال فاصله گرفتن از گذشته طلایی نیست، بلکه وضعش روز به روز بهتر هم می شود و گویی اسطوره ای جای اسطوره ای دیگر را می گیرد. اسطوره اول مبتنی بر بدبینی بود اما این اسطوره مبتنی بر نوعی خوش بینی است. بر اساس این درک، عقل و علم انسان بالضروره در حال پیشرفت است و مجموع این پیشرفت ها آینده روشن تری را برای بشر رقم می زند. مفهوم پیشرفت به این معنا، زاییده قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم است. در قرن بیستم در این مفهوم تردید می شود. شما اگر از منظری پست مدرن به عالم نگاه کنید، می توانید در ایده پیشرفت تشکیک کنید. علاوه بر این، مساله حوزه های پشرفت و ملازمت یا عدم ملازمت آنها نیز در میان است. مثلاً اینکه آیا پیشرفت علمی و تکنولوژیک بشر الزاماً با پیشرفت اخلاقی او ملازمه دارد یا نه؟ بشر در قرن بیستم دریافت که تکنولوژی اش همان قدر که مفید است، می تواند ابعاد یک فاجعه را بزرگتر کند و به همین دلیل در ایده پیشرفت تردید کرد. الان نظرات مختلفی در این باره مطرح است که به صورتهایی پخته تر از قبل مطرح می شوند. عده ای قائل به پیشرفت هستند اما تصوری خطی از پیشرفت ندارند. یعنی معتقد نیستند که بشر ضرورتا هر روز یک گام جلوتر از روز قبل است بلکه معتقدند که علم و عقلانیت و حتی اخلاقیات بشر در مجموع پیشرفت داشته است. مثلا پوپر معتقد بود جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم سر جمع بهتر از جوامع قبلی است اما این پیشرفت نه ضرورت تاریخ بوده است و نه ادامه آن قطعی است. پست مدرن ها چنین نگاهی ندارند و اصولا با نسبی نگری پست مدرن نقطه ثابتی نمی ماند که از منظر آن بتوان درباره پیشرفت قضاوت کرد. کسانی مثل اشپنگلر نیز بوده اند و هستند که قائل به انحطاط اند و مثلا معتقدند تمدن غربی به عنوان تمدن غالب دوران اخیر دچار انحطاط است.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه چهارم

خدایا
دوست‌داشتنی‌ترینی
اما
چرا دوست‌نداشتنی‌ترین بندگانت
تو را شبیه خود می‌خواهند؟!

موضوع: دفتر یادداشت های بد