شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک

درباره آرامش دوستدار و فراز و فرود اندیشه هایش

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

پیشرفت و توسعه و اندیشه‌های اسلامی - ایرانی

لطفاً ابتدا کمی در باب خاستگاه و تاریخچه مفهوم پیشرفت توضیح بفرمایید.

اینکه مفهوم پیشرفت از چه زمانی برای بشر شناخته شده نزد مورخان اندیشه محل بحث است. چیزی که کم و بیش قطعی است این نکته است که حتی اگر مفهوم پیشرفت در دوران پیش از دوره جدید برای بعضی از انسان ها شناخته شده بوده، در ذهن و اندیشه عموم آدم ها غالب و برجسته نبوده است. از دوره جدید است که مفهوم پیشرفت به یکی از مولفه های درک عالم بدل می شود. این امر تا حدی معلول نحوه درک بشر از زمان هم بوده است. وقتی شما درکی دوری از زمان دارید، یعنی تاریخی دارید که دوری است، طبیعتاً مفهوم پیشرفت چندان نمی تواند در آن مطرح باشد. یا اگر شما درکی داشته باشید مبتنی بر اسطوره گذشته طلایی، طبیعتاً نمی توانید قائل به پیشرفت باشید. در دوره جدید و به ویژه در دوره روشنگری، بشر این درک را از خودش پیدا می کند که نه تنها در حال فاصله گرفتن از گذشته طلایی نیست، بلکه وضعش روز به روز بهتر هم می شود و گویی اسطوره ای جای اسطوره ای دیگر را می گیرد. اسطوره اول مبتنی بر بدبینی بود اما این اسطوره مبتنی بر نوعی خوش بینی است. بر اساس این درک، عقل و علم انسان بالضروره در حال پیشرفت است و مجموع این پیشرفت ها آینده روشن تری را برای بشر رقم می زند. مفهوم پیشرفت به این معنا، زاییده قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم است. در قرن بیستم در این مفهوم تردید می شود. شما اگر از منظری پست مدرن به عالم نگاه کنید، می توانید در ایده پیشرفت تشکیک کنید. علاوه بر این، مساله حوزه های پشرفت و ملازمت یا عدم ملازمت آنها نیز در میان است. مثلاً اینکه آیا پیشرفت علمی و تکنولوژیک بشر الزاماً با پیشرفت اخلاقی او ملازمه دارد یا نه؟ بشر در قرن بیستم دریافت که تکنولوژی اش همان قدر که مفید است، می تواند ابعاد یک فاجعه را بزرگتر کند و به همین دلیل در ایده پیشرفت تردید کرد. الان نظرات مختلفی در این باره مطرح است که به صورتهایی پخته تر از قبل مطرح می شوند. عده ای قائل به پیشرفت هستند اما تصوری خطی از پیشرفت ندارند. یعنی معتقد نیستند که بشر ضرورتا هر روز یک گام جلوتر از روز قبل است بلکه معتقدند که علم و عقلانیت و حتی اخلاقیات بشر در مجموع پیشرفت داشته است. مثلا پوپر معتقد بود جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم سر جمع بهتر از جوامع قبلی است اما این پیشرفت نه ضرورت تاریخ بوده است و نه ادامه آن قطعی است. پست مدرن ها چنین نگاهی ندارند و اصولا با نسبی نگری پست مدرن نقطه ثابتی نمی ماند که از منظر آن بتوان درباره پیشرفت قضاوت کرد. کسانی مثل اشپنگلر نیز بوده اند و هستند که قائل به انحطاط اند و مثلا معتقدند تمدن غربی به عنوان تمدن غالب دوران اخیر دچار انحطاط است.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه چهارم

خدایا
دوست‌داشتنی‌ترینی
اما
چرا دوست‌نداشتنی‌ترین بندگانت
تو را شبیه خود می‌خواهند؟!

موضوع: دفتر یادداشت های بد

 

آرمان بازرگان: تمدن و تدین

مهدي بازرگان با استمراري نشات گرفته از شخصيتش، 35 سال در جشن‌هاي مبعث سخنراني كرد و درك و دريافتش را از جنبه‌هاي گوناگون بعثت پيامبراسلام(ص) بازگفت. معروف‌ترين اين سخنراني‌ها ظاهرا «آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء» است كه در سال 1371 ايراد شده است. بازرگان اهل خطابه و سخنوري نبود. هر كدام از آن سخنراني‌ها حاصل آخرين تاملات او درباره بعثت و مبتني بر يادداشت‌هايش و مستند به آيات قرآن كريم است. مي‌توان گفت در هر كدام از آن سخنراني‌ها به مقتضاي حال گوينده و احوال زمانه بر جنبه‌‌اي از جنبه‌هاي بعثت بيشتر تاكيد شده است. ولي غالبا گفته‌اند كه ماجراي سخنراني مذكور به كلي متفاوت است و در تقابل با برنامه‌اي كه او در طول زندگي دنبال مي‌كرد و سخناني كه پيش‌تر گفته بود. اين حرف شايد به معنايي درست باشد. هرچند به خلاف آنچه غالبا مي‌پندارند عيبي نيست. هر كس مي‌تواند در طول زمان راي و نظرش را تغيير دهد و اصلاح كند و اگر آگاهانه چنين كرده باشد فضيلتي را در شخصيت خويش نمايان ساخته است. اما بازرگان علي‌الظاهر خود چندان تضاد و تناقضي ميان اين سخنانش با سخنان پيشين نمي‌يافت و بر آن بود كه چيزي خلاف آرمان‌ها و آمال گذشته‌اش نگفته است.(1) در اين مقاله مي‌كوشم نشان دهم چرا بازرگان – به رغم بسياري ديگر – چنين تصوري داشت و چرا تصور او چندان كه مي‌پندارند به دور از واقعيت نبود.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

هویت ایرانی، هنر جهانی

چند نکته درباره هنر ایران در جهان معاصر

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

تاریخ‌نگاری اندیشه (بخش دوم)

ادامه گفتگو درباره تاریخ نگاری اندیشه

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

تاریخ‌نگاری اندیشه (بخش اول)

«بنیاد علمی و فرهنگیِ «علامۀ شهید مرتضی مطهری (ره)»(1)، در اولین مرحله از تدوین «نظام جامع اندیشۀ استاد مطهری (ره)»، نیازمند اخذ دیدگاه‌های روش‌شناختی نویسندگانی بوده است که با اتخاذ مواضع روش‌شناختی، به تدوین و نگارشِ کل یا وجهی از اندیشۀ یک اندیشمند برآمده‌اند. نیل به این مهم، در قالب مصاحبه‌ و تحلیلِ آن‌ها صورت گرفته است.
آقای «محمدمنصور هاشمی»، به‌جهت انتشار سه اثر قابل توجه در این حوزه، «هویت‌اندیشان و میراث فکری احمد فردید»، «دین‌اندیشان متجدد» و «آمیزش افق‌ها»، به‌نوعی پیش‌رو و صاحب‌رأی است. این آثار به جهت آنکه برخاسته از نوعی دغدغه بوده‌اند، هم مسئله‌محور بوده و هم با تکیه بر نوعی روش‌شناسی، به بازخوانی آراء متفکرین معاصر پرداخته‌ است. آنچه در ذیل آمده است، مصاحبه‌ای برای کسب تجربیات و دستاوردهای او در این حوزه، به منظور تحقق هدف و مقصدی است که در فوق بدان اشاره شد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1. تشکیل این بنیاد، براساس مصوب پانصد و نود و سومین جلسۀ مورخ 23/08/1385، شورای عالی انقلاب فرهنگی، به منظور آشنایی با اندیشه‌های متعالی، پویا وسازندۀ اسلام، ارتقای کیفیِ دانش و بینش عمومی جامعه در حوزۀ معارف دینی، شناخت و معرفی جامع شخصیت و تبیین تفکر استاد شهید مرتضی مطهری(ره) و مطالعات راهبردی بر اساس نظریه‌های ایشان، «بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید علامه مرتضی مطهری» تشکیل شد. معاونت پژوهشی این بنیاد، بر عهدۀ دکتر محمد مطهری بوده و این طرح، در این بنیاد به تصویب رسیده است.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

مارکسیسم اسطوره پرداز

یادداشتی درباره شریعتی و مائو

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

گفتگویی درباره فصل شریعتی کتاب دین‌اندیشان متجدد

1. روش نقد شريعتي در اين کتاب طبق آن چه در بخشي از فصل اول «دين ، ايدئولوژي ، انقلاب» آمده است، مبتني بر آثار شريعتي است:
"آنها که تا به حال در باره شريعتي نوشته اند غالبا بين شخص شريعتي و انديشه هايش چندان تفاوتي نگذاشته اند.در غالب اين آثار دعوايي دنبال مي شود که از ايام حيات او آغاز شده بود.
اين نوشته تحليلي است کم و بيش خشک در باره مجموعه آثار و منظومه افکار شريعتي"

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

روشنفکران دینی در مقام متکلمان روزگار

سوال: اگر ما پدیده روشنفکری دینی را به صورت یک جریان در نظر بگیریم ، می خواستم به عنوان سوال اول بپرسم که بستر تاریخی ظهور این اندیشه چه بوده است؟
جواب: روشنفکری دینی در بستر مواجهه ما با تجدد به وجود آمده است. مدرنیته غرب بر کشورهایی مانند ایران عارض شد و برخورد آن با عوالم سنتی مشکلات و مسایلی ایجاد کرد. طبعا کسانی هم پیدا شدند که این مشکلات و مسایل را طرح کنند و در صدد حل آنها بر آیند. روشنفکری دینی یکی از جریانهای برآمده از آن برخورد است. چنانکه در عنوان آن هم این مواجهه تجدد(روشنفکری) با سنت (دینی) نمود یافته است.

موضوع: نوشته ها و گفته ها