زیر پوست مذهب

یادداشتی درباره کتاب "سه گفتار در غلو پژوهی"

به مسائل اعتقادی ادیان و مذاهب از منظرهای گوناگون می توان نگریست. می توان آنها را موضوع پژوهشهای مردم شناسانه، جامعه شناسانه یا روانشناختی قرار داد، می توان با رویکرد فلسفی به نقادی عقلانی آنها پرداخت یا با رویکرد تاریخی به نقادی تاریخی، یا می توان برای فهم همدلانه آنها نقادی را به تعلیق درآورد و نگرش پدیدارشناسانه را پیش چشم داشت. هر یک از این رویکردها لوازم و تبعات خود را دارد اما وجه مشترک جملگی آنها نگاه برون گفتمانی به دین است. درون هر دین و مذهب هم برای شناخت دیگر ادیان و مذاهب و نیز حتی برای شناخت بهتر/ درست تر خود، منظرها و رویکردهای مختلف وجود داشته است و دارد، از طرح پرسشهای عقلی گرفته تا بررسی مستندات نقلی. شاید همه این مباحث درون دینی را با اندکی مسامحه بشود ذیل عنوان "مباحث کلامی" گنجاند.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

دین اندیشان متجدد

*شما در کتاب «دین اندیشان متجدد» که شش سال پیش منتشر شد، یادآور شده اید که عمر پروژه روشنفکری دینی بدون بازنگری و نقادی چندان دراز نخواهد بود. به نظر می رسد امروزه هر چه بیشتر این امر به واقعیت نزدیک شده و عمر این پروژه به سر رسیده است. امروزه پرواضح است که روشنفكري ديني كه در آغاز يك پروژه الهياتي بود در گذر زمان به يك گرايش صرفا سياسي بدل شد و كاركرد خود را از دست داد. این بحران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا عدم نقادی از انگاره های روشنفکری دینی این سرانجام را رقم زد؟

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

شرایط امکان اقتباس از ادبیات در سینمای ایران

اجازه بدهید برای این که بتوانم پاسخم را توضیح بدهم، پرسش را به این صورت مطرح کنم: شرایط امکان اقتباس سینمای ایران از ادبیات غرب چیست؟ اقتباس را در اینجا به عامترین معنای کلمه به کار می برم، هر جور الهام گرفتن از آثار ادبی به نحوی که رد و نشان آن در فیلمنامه باقی بماند. روشن است که بخشی از این شرایط همان شرایط امکان اقتباس از ادبیات در سینما به طور کلی است. می دانیم که با آمدن سینما به عنوان روایتگری رقیب و موثر، ادبیات روز به روز بیشتر به سمت تجربه هایی رفته است که در قالب فیلم به راحتی قابل بیان نباشد. رمانهای ماقبل سیطره سینما را – صرف نظر از تعدد شخصیت ها و ماجراها – راحت تر می توان در قالب سینما تجسم بخشید تا رمانهای پیشرو قرن بیستم را. به عبارت دیگر در نسخه سینمایی آنها چیزهای کمتری از دست می رود تا نسخه سینمایی اینها. مثلا فیلم ساختن از روی آثار چارلز دیکنز شدنی تر است تا برخی آثار ولف و جویس و پروست و ساروت و کورتازار و ونه گات و برتیگان. حتی میان اصل آثار قابل اقتباس تری مثل "رگتایم" دکترو و "بار هستی" کوندرا با فیلمهای ماخوذ از آنها (به ترتیب به کارگردانی میلوش فورمن و فیلیپ کافمن) فاصله ای هست گویای از دست رفتن خیلی چیزها. اما این همه ماجرا نیست.

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 

مثلث تداعی های گیاه و سنگ

حسین کاظمی ظاهرا از اوخر دهه چهل شمسی تا اندکی پس از انقلاب مجموعه نقاشی هایی کشیده است در یک حال و هوا. برخی بدون عنوان و برخی با عنوانهایی مانند گل و سنگ یا گیاه و سنگ. نقاشی هایی ساده. توده ای غلیظ از رنگ و دیگر مواد که به صورت مکعب یا مانند آن خود را با اقتدار بر بوم یا تخته سه لا گسترده است، در برابر خطوطی نازکتر اما عمودی. تقابل سکون سنگ و حرکت گیاه. کشمکش جمود و رویش که برجستگی های خشن مواد مختلط به خوبی دشواری آن را منعکس می کند. این نقاشی های تامل برانگیز نیمه انتزاعی را مثل همه آثار هنری دیگر می توان به انحاء گوناگون تفسیر کرد: "گل و سنگ در همه تابلوها یا با هم در ستیز و آویزند و یا با یکدیگر درمی آمیزند، و به هر حال آشکارا لازم و ملزوم هم اند و یکی بی وجود دیگری نمی تواند بود. آیا این دو را رمزهای زن و مرد و درشتی و نرمی و عشق و مرگ و روز و شب و آشتی و جنگ و مادینه جان و نرینه جان و آشنایی و بیگانگی می توان دانست؟" ( جلال ستاری، مجله فرهنگ و زندگی، اردیبهشت 1350).

موضوع: نوشته ها و گفته ها

 
صفحه قبل صفحه بعد