درباره دین اندیشان متجدد

«اکنون دیگر اضطراب و بی‌قراری نوجوانی جایش را به آرامش داده است و می‌دانم حقیقت بزرگتر از آن است که در جیب کوچک من جا بگیرد؛ معطل این هم نمانده است که توسط کسی بالکل کشف و لاجرم ضبط شود.»
این سخن تأمل برانگیز محمدمنصور هاشمی، نویسنده کتاب « دین‌اندیشان متجدد» که در پیشگفتار کتاب آمده است، به اندازه کافی برای آغاز جذابیت دارد و به خواننده نوید می‌دهد که با اثری خواندنی مواجه خواهد شد. کتابی که قصد دارد به یکی از مهمترین دغدغه‌های فکری هم نسلان او بپردازد؛ دغدغه شناخت اندیشه‌های پرچمداران روشنفکران دینی در ایران زمین. بیهوده نیست که کتاب در طول یک سال به چاپ دوم می‌رسد و در این کسادی بازار و بی‌حوصلگی مخاطبان، نوید دهنده اخبار خوشی است.

موضوع: خواندنی ها

 

مروری بر دین اندیشان متجدد

باب برزویه‌ی طبیب در کلیله و دمنه باب پراهمیتی است. برزویه که در دوره‌ای از
زندگی خود درد دین دارد، حقیقت ادیان را مورد جستجو قرار می‌دهد. نزد بزرگان هر دین
می‌شتابد، سخنان آنان را می‌شنود و در می‌یابد که هیچ یک از آنان در بند حقیقت
نیست. هر کس دین خود را بر حق و دین دیگران را باطل می‌شمارد. دلیل برحق بودن و
باطل بودن هم روشن نیست.
او که با خرد خود به عیارسنجی حقیقت پرداخته به جان می‌آید و در طلب راه چاره به
این نتیجه می‌رسد که از هر دین گوهرش را بردارد و پوستش را دور بیندازد. بدینسان
درد دین برزویه با عقلانیت پیوند می‌خورد و اگر او را نماینده‌ی روشنفکری دوره‌ی
ساسانی فرض کنیم-گفته می‌شود باب برزویه در کلیله در واقع اثر قلم و افکار ابن مقفع
مترجم شهید کلیله به عربی است - خردورزی چیزی است که روشنفکری آن دوران بدان دست
یافته بوده است. شگفتا که این دین عقلانیت یافته، شباهت تام و تمامی دارد به افکاری
که امروز روشنفکری دینی ایران به نوعی دست به گریبان آن است.

موضوع: خواندنی ها

 

استاد ترجمۀ فلسفۀ غرب

اولین معرفی‌کنندۀ فلسفۀ جدید غرب به زبان فارسی را می‌توان محمدعلی فروغی دانست و سپس بنیانگذاران گروه فلسفۀ دانشگاه تهران و در رأس آنها یحیی مهدوی. فروغی این معرفی را با تألیف کتاب ارزشمند سیر حکمت در اروپا انجام داد که در آن ترجمۀ گفتار در روش دکارت نیز گنجانده شده است. رساله‌ای که هر چند پیشتر دو بار به فارسی درآمده بود، ترجمۀ گویا و مؤثری از آن وجود نداشت (فروغی علاوه بر معرفی فلسفۀ جدید غرب به ترجمۀ بعضی رسائل افلاطون و حتی به ترجمۀ بخش طبیعیات کتاب شفای ابن‌سینا پرداخت). در گروه فلسفۀ دانشگاه تهران مهدوی راه فروغی را ادامه داد و کوشید منابعی را برای دانشجویان فراهم کند، از ترجمۀ کتابهای مقدماتی فلسفه مثل آثار فلیسین شاله و پل فولکیه در پیش از انقلاب تا ترجمۀ مونادولوژی لایب‌نیتس و مابعدالطبیعه ژان وال پس از انقلاب. پیش از انقلاب در گروه فلسفۀ دانشگاه تهران با صرف‌نظر از جریان سنت‌گرای سید حسین نصر و شاگردانش به طور کلی دو گرایش فلسفی وجود داشته است، یکی متمایل به فلسفۀ قاره‌ای و دیگری متمایل به فلسفۀ تحلیلی. نمایندۀ گرایش اول احمد فردید بود که ترجمه‌ای از آثار فیلسوفان قاره‌ای منتشر نکرد و نمایندۀ گرایش دوم منوچهر بزرگمهر بود که ترجمه‌های مفیدی از او به جا ماند. بعدها اعضای سایر گروههای فلسفه مثل شرف‌الدین خراسانی در دانشگاه ملی و نیز روشنفکران و اهل قلم بیرون از فضای دانشگاه هم به جمع مترجمان فلسفه پیوستند. اما به رغم همۀ این تلاشها واقعیت این است که تا پیش از انقلاب ترجمۀ فلسفه هنوز در ابتدای راه قرار داشت و بعد از انقلاب و با پیدا شدن نیازهای جدید بود که کار ترجمۀ فلسفۀ غرب رونق گرفت و به اینجا رسید که اکنون منابع فراوانی در حوزه‌های فلسفی مختلف در دست داشته باشیم.

موضوع: خواندنی ها

 

ترجمه کردن یا ترجمه نکردن

در اینکه مترجم باید زبان مبدأ و زبان مقصد و موضوع را بشناسد و ترجمه ای «حتی المقدور» درست و روان به دست مخاطب برساند جای بحث نیست. این نکتة درست را آنقدر گفته‌اند که نیازی به تکرار ندارد. اما تکرار این نکته آن را مثل هر حرف تکراری دیگری تبدیل به کلیشه می‌کند. کلیشه‌ها مانع قضاوت می‌شوند و وضعی پیش می‌آید که مکرراً می‌بینیم. کسی به چند اشتباه یا مسامحه در ترجمة کتابی اشاره می‌کند و بر اساس آن نتیجه می‌گیرد که مترجم بهتر است ترجمه نکند. نمونه‌اش را چندی پیش در همین نشریة مهرنامه هم دیده‌ایم. در این یادداشت ضمن تأیید این مطلبِ واضح که مترجم باید سعی کند ترجمه‌ای دقیق و خوش‌خوان عرضه کند(هر چند باید گفت دو ویژگی دقیق و خوش‌خوان بودن به‌آسانی با هم جمع نمی‌شود و رسیدن به تعادل مطلوب در ترجمه برآیند هماهنگ کردن آنهاست)، می‌کوشم به وجه دیگری از مسأله اشاره کنم. آن وجه دیگر این است که در بازار ترجمه که اکنون جوانان بسیاری طبیعتاً با تجربه‌های کم در آن قدم گذاشته‌اند و از لحاظ تنوع موضوع و استقبال مخاطب رونق دارد، تفکیک سره از ناسره به این راحتی هم نیست. به صرف یافتن چند اشتباه یا چند جملة ناخوش‌خوان نمی‌توان دربارة ترجمه ای قضاوت کرد.

موضوع: خواندنی ها

 
صفحه قبل صفحه بعد