از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه دهم


تکامل؟
تاریخ بشر با حسادت آغاز شده است:
ابلیس...
قابیل...
نکند با همین هم تمام شود؟!

----------------------------------------------

گاهی نوشتن یک جمله چقدر سخت است
گاهی حتی نوشتن یادداشتهای بد هم سخت است
من خسته شده‌ام از این همه سختی
شما خسته نشده‌اید؟

----------------------------------------

ته شناسنامه همه ما صفحه‌ای هست
که هیچ‌یک پر‌شده آن را نمی‌بینیم.
حالا هی به خالی‌اش زل بزن

--------------------------------

اپیستمولوژی رادیکال:
علم به یادت آوردن است.

نظریه شناخت افلاطون قطعا درست است
وگرنه چه طور ممکن است آدمها در بعضی شرایط تنگ و تاریک چیزهایی را به یاد بیاورند که روحشان هم از آنها خبر نداشته است.
یا این نظریه را قبول می‌کنید یا می‌گویم بعضی‌ها بیایند به یادتان بیاورند که این نظریه را قبول داشته‌اید و خودتان خبر نداشته‌اید!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جرات فهمیدن باخت و توان پذیرش آن را نداشته باشی
هرگز نمی‌بری

----------------------------

ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم
اما آن دو تا گاهی اصرار دارند آبروی ما را ببرند!

-----------------------------------------------------------

آدمیزاد موجود مخبطی است
خودش خودش را از چیزهایی که دوست دارد منع می‌کند
خودش کارهایی را که دوست ندارد به خودش تحمیل می‌کند

-------------------------------------------------------

چه هنرمندان فراوانی که
با تصویر فقر و فلاکت

مرفه و مشهور نشده‌اند!

----------------------------

معجزه
در عالم اتفاق نمی‌افتد
در آدم اتفاق می‌افتد

--------------------------

بعضی‌ها می‌خوانند که چیزی بشوند
بعضی‌ها نمی‌خوانند که کاره‌ای بشوند
چه تقسیم کاری!

--------------------------------

چرا معمولا معمولی‌ترین آدمهای جهان
سخت مایلند تظاهر کنند که خیلی ویژه‌اند؟

-------------------------

هر لپ‌تاپی مرکز جهان است
نه، واقعا هر لپ‌تاپی مرکز جهان است
البته به این شرط کوچک که
اینترنت شما نه قطع باشد نه کُند

-----------------------------

احترام انجماد:

دانشجو که بودم
از دست استادان محترمِ منجمدِ حوصله‌سربر
پناه می‌بردم به گپ‌های آرزواندیشانه با دوستانم
حالا که دوستانم استاد شده‌اند
با که باید خندید

-------------------------

بعضی‌ها جان می‌کنند و قلم می‌زنند
بعد فکر می‌کنند چون با هزار مشقت اندک چیزی فراهم آورده‌اند
کارشان سخت ارجمند است

نه عزیز دلم
تو فقط استعداد نداری



نوشته محمد منصور هاشمی

موضوعات: دفتر یادداشت های بد