نوشته های شما: دیوار دوم


...

نظرگاه های این چنین که بافضای عمومی ودیدگاه های متدوال متفاوت است
و ازمنظری دیگرموضوع رابررسی میکند درحکم متاع نایابی است
که از قضابسیار موردنیاز است
ولی همین خصوصیت همچون چاقویی است که بسته به استفاده اش میتواند هم جراحی کند و
رفع نقص وهم میتواند آسیب رسان باشد وقتی که درست فهم نشود وبرداشت های غلطی ازآن صورت گیرد
( البته چنین چیزی به دلیل همان تفاوت و همان خصوصیت تا حدی طبیعی است )
برای این که چنین حالتی حدالمقدور پیش نیاید نیاز است
دراین باره هرچه بیشتر تبیین و توضیح وگفت وشنود و... به عمل آید،
و این همانی است که به نظرمی آید مطلب سنت و ایدءولوژی و مطلب امت و امامت درپی آن بوده است

------------------

حسن اسدی:

با سلام
از مخاطبان دائمی وب سایت شما دوست عزیز هستم.
نوشته هایتان همواره حاوی نکاتی دقیق و تاملاتی ارزشمند است.
با انصاف و اعتدال و همه جانبه نگری می نویسید
و مقالات تان به نظر من الگوی جدیدی پیش روی اهل اندیشه قرار می دهد.
به خصوص جوانان از روش و شیوه شما می توانند نکته ها بیاموزند...
از انتشار ترجمه دکتر شایگان به قلم خانم مینائی نیز تشکر می کنم.
مطالعه متن این سخنرانی بسیار مغتنم بود و هدیه ای ارزشمند از طرف شما و همسر گرامی تان به دوستان اهل اندیشه و قلم.
موفق باشید.

-------------------------------------

محمد:

با سلام و عرض احترام و ارادت
من همیشه به سایت شما سر می زنم و از نوشته های شما هم بسیار لذت می برم
چون به نظرم درجه بالایی از منطق و انصاف در آنها رعایت می شود.
اتفاقا دیروز کتاب "خدا و بشر" شما را خریدم تا بخوانم.

------------------------------------

بی نام:


در نظر اول که مطلب «منظومه فکری فیلسوف بازیگوش» را دیدم
فکر کردم چه نیازی بوده که شما بخشی از مقدمه کتاب آمیزش افق ها را درسایت بگذارید؟!
با توجه به اینکه علاقمندان یا آنهایی که مایل به خواندن آثار آقای شایگان یا آثار شما باشند سراغ این کتاب و این مقدمه خواهند رفت!
اما وقتی این مطلب را خواندم
( خودم من هنوز کتاب آمیزش افق ها را نخوانده ام! )
متوجه شدم گذاشتن آن می تواند بدین جهت مفید باشد:
این مطلب یک معرفی مجمل اما دقیق و معطوف به اهم جوانب فکری دکتر شایگان است
که می تواند برای آشنایی مقدماتی با فضای فکری ایشان و همین طور آشنایی با آنچه شما در کتاب آمیزش افق ها انجام داده اید،
سودمند و راهگشا باشد

------------------

...

کو کجاست یادداشت های درد جاودانگی؟!

--------------------

بي نام:

در متن گفتگو، جمله ايي بود که
«تفکر، تکرار و تذکر نیست، داشتن حرف تازه است؛ داشتن مفاهیم تازه برای مسئله‌های زنده»
اين جمله بسيار عميق ، معنادار و تامل برانگيزاست.
آن را بسيار دوست مي دارم چون مي تواند يکي از الگوهاي درست انديشيدن باشد

-----------------------

بي نام:

من هم بعنوان يکي از خوانندگان سايت تان،يک سالگي «ما کم شماريم» را به شما تبريک مي گويم
به شمايي که اين کنج پر گنج مجازي را با ديگران سهيم شديد
آرزومندم همانطور که براي پنجاهمين شماره فصلنامه حرفه: هنرمند يادداشت نوشته ايد
روزي هم براي پنجاه سالگي «ما کم شماريم» يادداشتي بنويسيد
برايتان دلي شاد ،تني سلامت ،ذهن و قلمي اثرگذار(به معناي همان ماندگاري که خودتان قائليد) آرزومندم

---------------------------

سید محمد حسین غمامی:


سلام عیدتان مبارک
در «ادب اندیشیدن، شکیبایی است » فرموده بودید در هیچ کدام از نشریات کشورهای توسعه یافته صفحه ی اندیشه ندارند،
ولی من سوال:
1. آیا تا 30 ،40 سال پیش هم صصفحه ی اندیشه نداشتند؟
2.مگر فوکو مقالاتش (لااقل در سر ایرانی ها چه میگذرد" ) را در مجلات فرانسوی چاپ نمیکرد؟
مگر هانا آرنت نظریه ی ابتذال شرش را در نیویورکر ( اگر اشتباه نکنم؟ درسته؟) نمینوشت؟
3.مگر فرید زکریا؟؟؟ ...در حدی که در همین شماره ی گذشته ی اندیشه پویا
که فوکویاما و ... بحث میکردند به یک ژورنالیست(زکریا) ارجاع ندادند؟
4.مهدی خلجی در فیس بوک نوشته بود در ایران نمیدانم چرا از ژورنالیست به عنوان طعن و ... استفاده میکنند؟

--------------------------------

مسافر:

کوچ تا چند؟! مگر می شود از خویش گریخت...؟
بال تنها غم غربت به پرستوها داد...
کوچ تا چند...!؟ مگر میشود از خویش گریخت...؟
بال تنها غم غربت به پرستوها داد...

-----------

بی نام:

مطلب « دور معکوس» در عین موجز بودن دارای نکات عمیق، قابل تامل و عینی است
واقعا عالی است

--------------

مسافر:

در کتاب ارزشمند دین اندیشان متجدد
به بررسی ونقد آراءشریعتی،سروش،ملکیان،شبستری پرداخته اید
و انصافا دست مریزاد
اما در سایتتان انگار که در حق کتابتان اجحاف شده است،
مثال ها و مطالبی که در این جا از آن کتاب استفاده می شود
نقد ها و آسیب شناسی روشن فکران را یک جا به شریعتی اختصاص داده!

-----------------------

-

با تصدیق اینکه چاپ و منتشر کردن کتاب «حرفه: عکاس؛ فرهنگ عکاسان جهان»
در جایگاه خود در عرصه فرهنگی خوب است
اما ای کاش همانطور که شما هم گفته اید
چنین مجموعه ای و با توالی تاریخی از عکاسان ایرانی تهیه و به چاپ می رسید
که شناخت و فهم خود مقدم بر شناخت و فهم دیگران است
با شناخت اندیشه ها و یا نمود برآمده از (مانند آثار هنری)
اندیشه هایی که سخت متاثر و برآمده از بافت و روند تاریخی یک سرزمین است،
می توان به شناخت درستی رسید که شناخت درست به عملکرد درست و آن نیز به پیشرفت و ارتقاء می انجامد
و ای کاش آن عکس هری کالاهان که تعریف اش را کرده اید، تصویرش را هم در سایت می گذاشتید

-------------------------

-

از اينکه عکس "النور و باربارا" اثر هری کالاهان را در سايت گذاشتيد سپاسگزارم
عکس خوب و بسيارگيرايي است

------------------

-

زمانی که یادداشت «ابزارهای مشکوک تعلیق تاریخ نگاری» را خواندم به یاد جمله یکی از اساتیدم افتادم
که می گفت: « زبان عقل یا (منطق ) از زبان هیجان یا (احساس ) متفاوت است و اصلا این دو، زبان یکدیگر را
نمی فهمند. مثل این می ماند که قطره بینی را داخل چشم بریزی و بعد تعجب کنی که چرا چشم عفونت کرد!»
کاربرد این دو زبان متفاوت کاملا در این یادداشت مشهود بود

--------------

...

بعضی گفته ها، یادداشت ها، نوشته ها هیچ گاه قدیمی نمی شوند...
فقط دلیل نوشتنشان، مصداق وموضوعشان است که در زمانها متفاوت میشود...
قصه، قصه افکاری است که همیشه هستند و هربار به شکل و لباسی تازه در می آیند...

-----------------------

مسافر:

آرمان خواهی که از شریعتی می پسندید را در راه نقد ایدئولوژی هایی که به شکل های تازه روی کار هستند به کار برید.
شریعتی مرده است...

---------------------

-

در بین دلایلی که براي ادامه دادن به نقد تفکر و روش مرحوم شريعتي، بیان داشته اید
به نظر من قابل توجه ترین آنها این دلیل بود که
« ... به نظر من مساله یک شخص و اندیشه‌های او نیست، مساله نوعی روش و منش و نگرش است .....
نقد شریعتی نقد آن نوع نگاه و رویکرد است.... نقد ایدئولوژی‌زدگی و ایدئولوژیک‌اندیشی.»
مورد دیگر اینکه در ادامه مطلب آورده بودید:
«.... که این کار به تصور من عجالتا همچنان لازم و بایسته است.
نمونه برجسته را که نقد کنید تکلیف بازتولیدهای مختلف کوچکتر روشن می‌شود»
بر مبنای این گفته صحیح شما سوالی دارم
آيا نبايد اين نکته را لحاظ کرد که دیگر نسل جوان تر خيلي با روش و نگرش مرحوم شريعتي به معنای مواجهه
با آثار بازمانده از ایشان ارتباط مستقیم یا خیلی نزدیکی ندارند!
به عبارتی اندیشه های زیر بنایی چنین روش و نگرشی را به لحاظ شناخت علمی آن،
یا بخوبی نمی شناسند یا اصلا نمي شناسند!
(فکر می کنم به دلیل همان بعد هیجانی و احساسی که خود فرموده اید چنین شیوه و نگرشی ایجاد می کند، باشد)
اما در عوض با وارثان اين روش و نگرش چه در عرصه ديني مانند آقای حسن رحیم‌پور ازغدی و امثال او از سنخ روحانیون،
و چه در عرصه نگرش چپ گرايانه که هم اکنون مروجان آن مشغول درس و بحث و سخنراني و......
در برخی از موسسات هستند يا برخي از اساتيد دانشگاهي مانند آقای زرشناس و ....
دربرخی از رشته های علوم انساني مانند فلسفه، در برنامه ها و ميزگردهاي تلويزيوني یا برخی از نشریات
(البته شما به چند مورد از اینها پرداخته اید مانند مطلب "چرا تعجب نمی‌کنیم؟") مشغولند!
به دلیل حی و حاضر بودشان ارتباط رو رد رو دارند و آشناترند.
(هرچند باز گمان نمی کنم به مبانی علمی یا غیرعلمی اندیشه های آنان شناخت درست و کاملی داشته باشند
و برای عده ای از این علاقمندان صرف بودن و پیروی از مدهای فکری روز است!)
پس فکر نمي کند بهتر است بیشتر به نقد جوانب فکری این وارثان پرداخته شود تا آگاهی و دانایی جای جهل و دنبال روی های هیجانی را بگیرد؟
آیا نقد ایدئولوژی های موجود از رادیکال چپ، تا معجون های دینی و مذهبی ( که اشاره کرده اید) یا شبه عرفانی و ....
که مبتنی بر پشتوانه ضعیف علمی و متکی بر تهیج احساسات و قدرت سخنوری است مفیدتر نخواهد بود؟
و به بهبود و ترویج تعقل در اندیشیدن و فضای فکری حاضر کمک موثر تری نخواهد کرد؟

-------------------------------------------------------------



در اینجاهایی که برای دسترسی راحت تر در مورد اشخاص و افکاری غیر از ایدءولوژی های چپ مذهبی در انتهای مطلبتان قرار داده بودید
مورد چرا تعجب نمیکنیم? و نیز مورد فرهاد پور ( وی را یک ایدءولوژیک رادیکال چپ دانسته بودید) و موارد دیگر
وجود داشت که باتوجه به این که در پی نوشت های شماره 3 قرار گرفته بودند به عنوان بازتولیدهایی از نظریه های شریعتی نمی باشند
و این یعنی پرهیز از کلی گویی و کلی نگری و همه را به یک چوب راندن و تحت یک عنوان نقد کردن،
همان ویژگی که میتوان در تمام نگاه هایی که تابه حال نقد کرد ه اید
به عنوان اولین کاستی ایدءولوژیک ذکر کرد
که در کنار رویکرد صفر وصدی معنای واضحتری میابند
و حاکی از نداشتن روحیه تحقیق و ژرف نگر انه هستند

--------------------------

...

شکوه نجیبانه وتسخر معنا باختگی غمگین ودردآور است
انگار که گوشه هایی از روح را در لابه لای خطوط مغشوش چنین آثاری (حامله وماهی) سرگردان و زخمی به حال خود رها کرده.
آن جا که قلم تاب پیمودن ندارد از گفتن باز می ایستد تا نفس تازه کند
آنجا به سنت همیشگی خطاطی قرار بوده حرفها از جنس دیگری باشد که در بیان نمی آید
اما این جا انتهای برنده و بلاتکلیف حروف روح را پاره پاره کرده

-------------------

-

برای نشان دادن معنا و مفهوم «وضعیت‌های مرزی» کارل یاسپرس
یا آنچه که این اثر«حامله و ماهی » در نمود و بیان همجواری شکوه نجیبانه و تسخرمعناباختگی داشته است،
تفسیر اثر گویاتر از خود اثر بود،
بطوری که اگر متن مستقل از مصداقی (اثر) خاص و بطور کلی دربیان این سبک از آثار خوانده شود
این معنا و مفهوم بخوبی در ذهن خطور می کند
به عبارتی تفسیر این اثر، قاعده ایی است برای نوعی از نگاه و تفسیر این سبک از آثار در شکل های گونه گون آن

---------------------------------

مسافر:

به نام محبوب
سلام
از یادداشت های بد جدید خبری نیست؟!

--------------------------------

نیک نژاد:

خدا رو شکر یه مسافری پیدا شد سراغ یادداشت های بد رو بگیره تا شما 12روبگذارید!
کم کم داشتم نگران میشدم نکنه دفتر یادداشت تموم کردید
و نوشتن یادداشت های بد رو ترک کردید!

------------------------

-

تاسیس این پژوهشکده را خدمت شما و دوستان همراه تان تبریک عرض می کنم
و آرزومند توفیقات روزافزون شما در راستای بسط و گسترش درست علم و فرهنگ ، هستم
امید آنکه عملکرد این موسسه متفاوت از موسسات دیگر، در جهت ارتقاء و کاربردی کردن فرهنگ و دانش و فهم واقعیت باشد

---------------------------

-:

گرامی داشتی که برای بانو سیمین بهبهانی نوشته اید بسیار دلنشین بود.
خاطره خوش و حزن آلود شعر "فعل مجهول"‌ را برایم زنده کرد!
و چه تفسیر درست و خوش و گیرایی از « محبتی که بر اساس سوءتفاهم ناگفته می‌ماند »
از دل شاعر خواندید و تقریر کردید
سپاسگزارم

------------------

...

آیا ا ین امکان وجود دارد که:
بتوانید خلاصه و یا بخشی از برنامه هایی که روزهای چهارشنبه از طرف موسسه روایت برگزارمی شود،
در سایتتان داشته باشید تا کسانی که نمی توانند در این جلسات حاضر باشند،
استفاده ای ولو اندک از مباحث ببرند؟

--------------------------------

-

جمله اول از "دفتر یادداشتهای بد" ، مجموعه سیزدهم بسیار درست و عالی بود

-----------------------------

-

براى پى بردن به اينكه كاملا ً تنهايم، هميشه نياز به عميق انديشيدن نيست!
كافيست كمى ياد و سراغى از خودمان بگيريم!
هميشه نياز نيست براى اينكه پى ببريم كاملا ً تنهايم، عميق بىنديشيم
كافيست هرازگاهى ياد و سراغى از خودمان بگيريم !

--------------------------------

-

یادداشت‌هایی خبری کوتاه با عنوان "یک پیشنهاد سریع"
کاری بسیار عالی عالی عالیست !
امیدوارم ادامه یابد

-------------------------------

...

چیزی که تا این حد شما را به وجد آورده در معرفی اثر یوناس یوناسن
انگیزه دهنده و وسوسه کننده است برای دیدن و خواندن کتاب

-----------------------

...

مسايل غامض وپیچیده، وقتی به فهم رسیده اند که بشود آن ها را ساده توضیح داد.
خصوصیتی که کتاب «صیرورت در فلسفه ملاصدرا وهگل»دارای آن است.
کتاب تان خیلی خوب بود خصوصا گفتاری در روش این رساله.

موضوعات: نوشته های شما