از "دفتر یادداشتهای بد"، مجموعه هفدهم


هر جا کاری نامعمول انجام می‌شود
پشتش آدمی غیرمعمولی هست

هر جا کاری معمولی انجام می‌شود
پشتش آدمی معمولی هست

هر جا کاری انجام نمی‌شود
پشتش آدم معمولی‌ای هست که خیال می‌کند غیرمعمولی است!

-----------------------

سخت‌ترین کار دنیا
توضیح دادن یک مطلب است به کسی
که نمی‌داند
که چیزی درباره آن مطلب نمی‌داند

-------------------

ده صفحه از نوشته سروانتس
درباره سانچوپانزای حکیم و خرش را
با کل ادبیات رمانتیک عوض نمی‌کنم
رمانتیسم خیلی رمانتیک است
به ذائقه من و سانچوپانزای حکیم نمی‌سازد!

----------------------

واقعا با کسی که لذت خواندن رمان و حکمت گذر زمان در آن را حس نکرده است
چگونه می‌توان از زندگی حرف زد؟
چگونه می‌توان از انسان حرف زد؟
چگونه می‌توان از واقعیت حرف زد؟

----------------------

می‌گویند نوزادان زیاد می‌خوابند چون همه چیز برایشان نو است
و باید بخوابند تا مغزشان این همه اطلاعات تازه را پردازش کند

من ظاهرا نوزاد ابدی‌ام!

---------------

من زیاد می‌خوابم
به شما چه؟
در عوض وقتی بیدارم
خیلی بیدارم!

----------------------------

سحرخیز باش
تا کامروا شوی

سحرخیز نباش
تا عین کامروایی شوی!

------------------

ادنی دلیل بر مخبط بودن آدمیزاد:

اکثر آدمها صبح‌ها هنوز خوابشان می‌آید و برای رفتن به اداره بیدار می‌شوند
خُب عزیز من، همه یکی دو ساعت این ساعت کار قراردادی را بکشید عقب، هوشیار و خوش‌خلق بروید سر کار
در عهد ماقبل برق، سر زمین کشاورزی که نمی‌روید، عادات اجدادتان را دو دستی چسبیده‌اید

------------------

اصولا آدمها دو دسته‌اند

آنها که می‌توانند یک غلطی بکنند
و می‌کنند

و آنها که نمی‌توانند یک غلطی بکنند
و نقد می‌کنند!

-----------------

به آدمهای سطحی چگونه می‌شود گفت عمق یعنی چه؟
فرق است میان آنکه کافکا می‌فهمد،
با آنکه کافکا نمی‌فهمد.

----------------------------

بعضی ذهنها آنقدر کلیشه‌ای‌اند
که اگر بخواهند مثلا امبرتو اکو را هم معرفی کنند
می‌گویند: آقای اکو استاد دانشگاه فلان در رشته بهمان...

آدم وقتی بی‌ادب می‌شود در برخورد با این ذهنها دلش می‌خواهد دست‌کم بگوید برو گمشو، بیشعور!

آدم وقتی یادش می‌افتد باید باادب باشد، فحش نمی‌دهد
فقط می‌نویسد:
بعضی ذهنها آنقدر کلیشه‌ای‌اند...

----------------------

باور کنید اینجا جای عجیبی است

اینجا کسانی که تحقیقی ندارند و نمی‌توانند تحقیق کنند، روش تحقیق درس می‌دهند
کسانی که نوشته‌ای ندارند و نمی‌توانند بنویسند، نوشتن درس می‌دهند
کسانی که اندیشه‌ای ندارند و نمی‌توانند فکر کنند، اندیشه انتقادی درس می‌دهند

اینجا انتقادی‌ترین فیلسوفان پامنبری‌های سینه‌چاک دارند
تاریخ‌نگرترین فیلسوفان حرف آخر تاریخ بشرند

اینجا اندیشمندان بزرگ، "متولی" پیدا می‌کنند
کتابهای تأمل‌برانگیز، حاشیه‌ها و شرح‌های تفکرکُش می‌طلبند

اینجا فکر و علم و فرهنگ
تبدیل به "مزار" می‌شود
تا "استادان" – متولیان این زیارتگاه‌ها – از قِبَل آنها
به نام و نانی برسند

در سرزمین شارحان و حاشیه‌نویسان ملانقطی
کاریکاتور فلسفه و علم، کاریکاتور ادبیات و هنر
واقع‌نما‌ترین تصویر است

باور کنید اینجا جای عجیبی است!




نوشته محمد منصور هاشمی

موضوعات: دفتر یادداشت های بد