از "دفتر یادداشتهای بد"، مجموعه هجدهم


به نظر شما آنکه با خدا شوخی نمی‌کند مومن‌تر است
یا آنکه با خدا شوخی می‌کند چنانکه دوستی با دوستی؟

گرانان جهان شیفته خودشان‌اند که خدایشان است

----------------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که می‌گوید:
شوخ‌طبعی مگر حسن نیست؟
پس خدا هم اهل شوخی است
اصلا مگر کل عالم غیر از شوخی است؟

------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که هر وقت
بیماریِ دردناک می‌بیند یا مصیبت بزرگ یا مشکل لاعلاج
رو می‌کند به آسمان
و لبخندزنان می‌گوید: "ویل للمطففین"!

نمی‌دانم گستاخی است کافرکیش
یا مومنی است شوخ‌طبع؟!

------------------------------------

دنیا متن است
دنیای جدید هم یک متن جدید است
متاسفانه بعضی از مدعیان ما سواد خواندن این متن جدید را ندارند
برای همین عکس مار را از کتابتش مارتر می‌یابند!

--------------------

البته که عدالت خوب است؛
ولی نمی‌دانم چرا بعضی‌ها
زندگی در طویله‌ای ظاهرا بی‌طبقه را
بر مدینه‌ای باطبقه
ترجیح می‌دهند

----------------------------

آدمی
همه چیزهایی است که به دست می‌آورد؛
چیزی که دارد
اما آن را به دست نیاورده
ارزش ندارد

----------------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که هر وقت سرخوش است
با "ایول" گفتن به خدا
شکر می‌کند

اما وقتی با گرفت و گیری درگیر است
دعا نمی‌کند
هیچ نمی‌گوید
سکوت می‌کند
سکوت

-------------

یکی از روشنترین معیارهای تمدن به نظر من این است:

هر چه در جامعه‌ای
حضور زنان
با آرامش و راحتی بیشتری باشد
آن جامعه متمدن‌تر است

به همین روشنی!

---------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که
گاهی رو می‌کند به آسمان و می‌گوید:
"وجدانا اگر من جای تو بودم بیشتر وقت می‌گذاشتم
بیشتر رسیدگی می‌کردم
می‌گویی نه
بیا جایمان را عوض کنیم"
و قاه قاه می‌خندد
به دیوانگی خودش

---------------------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که می‌گوید
اگر نماز آن عادتی است که ترکش
اهل عادت را معذب می‌کند
که هیچ
اما اگر نماز یاد خداست
من دست‌کم روزی بیست سی بار نماز می‌خوانم
روزی هفتاد هشتاد رکعت

------------------------

دیوانه‌ای هست که در دعاهایش از خدا خیلی چیزها را نمی‌خواهد
چون سعی می‌کند شرایط خدا را هم در نظر بگیرد!

------------------------------

دیوانه‌ای می‌شناسم که دعایش این است
خدایا یک کاری کن دوست باشیم
دوست بمانیم
خدایا یک کاری کن دیوانه بمانم
آدم خوبی باشم

-----------------------------

فلسفه خوب است
جامعه‌شناسی خوب است
روانشناسی خوب است
اقتصاد خوب است
ادبیات خوب است
هنر خوب است
اما موجودی که بر اساس انتخاب چندم و چندین‌ام‌اش برای ادامه تحصیل جهت ترقی رفته چیزهای خوب بخواند
آنها را به گند می‌کشد
مهندس درجه سه هم جاهایی به درد می‌خورد
اما فیلسوف درجه سه
جامعه‌شناس درجه سه
و غیره درجه سه؟!
اینها می‌شوند دانشیار فلان گورستان و استاد‌تمام بهمان طویله
تا تولید انبوه درجه چهار داشته باشند
و به همین ترتیب...

جمع کنید این مسخره‌بازی محقر را

--------------------------------

داشتن پشتوانه‌ای از یک سنت سترگ
روی دوش آدم سنگینی می‌کند
اما نداشتن آن پشتوانه
اصلا دوشی باقی نمی‌گذارد
تا سنگینی یا سبکی را حس کنی

--------------------------------------

دیوانه‌ای را می‌شناسم که هروقت حالش را می‌پرسند
محجوبانه جواب می‌دهد
نگذارید رویم تو روی خدا باز شود!

------------------------

دیوانه‌های من
بهترین ستایش‌کنندگان خدایند
چون خدا به آنها به جای عقلِ حسابگر
دلِ درست داده است
خدا در دلِ درست آنهاست
نه در شعور حقیر دیگران



نوشته محمد منصور هاشمی

موضوعات: دفتر یادداشت های بد