طعم مطبوع خاطره ها


محمد منصور هاشمی را پیش از این بیشتر با آثار پژوهشی ارزنده ای که در حوزه نواندیشی دینی عرضه کرده می شناختیم که در این حوزه (در حد خود) صاحب اسم و رسم و اعتباری است؛ «هويت‌انديشان و ميراث فكري احمد فرديد»، «دين‌انديشان متجدد»، «صيرورت در فلسفه‌ي ملاصدرا و هگل»، «خدا و بشر: چند مبحث کلامی در تاریخ اندیشه اسلامی»، «آمیزش افق‌ ها (گزیده آثار داریوش شایگان)» و... از جمله برخی آثار شناخته شده او محسوب می شود.

در حوزه ادبیات هم هاشمی قبلا «نقد و تحلیل و گزیده داستان‌های صادق هدایت» و همچنین رمانی با عنوان «قهقهه در خلاء» را منتشر کرده بود. «زنگ هفتم» دومین کتاب داستانی او، چهره تازه و جدی تری از محمد منصور هاشمی به عنوان یک داستان‌نویس در مقابل ما گذاشته است، چرا که او این بار نه فقط با تجربه بیشتری برای داستان نویسی دست به قلم برده، بلکه برای انتشار کتابش هم سراغ گزینه مناسب‌تری رفته است. اگر چه ناشر رمان اول او نیز دارای اعتبار و جایگاه قابل قبولی در فضای نشر بود، اما به دلیل رویکرد تخصصی اش در انتشار آثاری با مضامین مرتبط با علوم انسانی، جامعه شناسی سیاسی و نواندیشی دینی و از این قسم، ناشر مناسبی برای دیگر آثار هاشمي بود نه آثار داستانی اش. به هر حال نشر چشمه با انتشار «زنگ هفتم» در سری جهان تازه داستان خود، کاری شسته و رفته و ویراسته از داستانهای او به بازار ارائه کرده است.

محمد منصور هاشمی در میانه دهه پنجاه به دنیا آمده و نوجوانی و جوانی اش مصادف با ایام جنگ و سالهای بعد از آن بوده است، تعلق داشتن به این نسل که فضای بسته فرهنگی و کمبودهاي آن روزگار را احساس کرده و بعضا با نوعی احساس سرگشتگي نیز همراه است، از کلیدی ترین مضامین این داستانها محسوب می شوند. نسلی با پرسش‌های بی جواب که آن را به نسل بعد از خود نیز منتقل می کنند. زنگ هفتم، از هفت داستان تشکیل شده، هر داستان یک زنگ از این هفت زنگ به هم پیوسته را تشکیل می دهد.

زبان داستان‌ها زبانی ساده و بدونِ پیچیدگی های ساختاری است. هر هفت داستان از زبان اول شخص روایت می شوند و از لحنی صمیمی برخوردارند که در کل می توان آنها را به وجود آورنده صدایی واحد در کل اثر به حساب آورد. به این ترتیب کتاب به هفت برش از زندگی راوی تبدیل شده که گوشه هایی از خاطرات او از گذشته را روایت می کند. راوی داستانها، به واقع نماینده نسلی‌ست که نویسنده نیز بدان تعلق داشت. این داستانها با وجود کیفیت خاطره برانگیزشان، نگاهی انتقادی هم به آن روزگار دارد.

نثر هاشمی به دلیل استفاده از جملاتی کوتاه که واسطه انتقال مستقیم کنشها هستند، ضرب آهنگی تند به متن داده است که به ارتباط بهتر مخاطب با این اثر انجامیده است؛ اثری جمع و جور و کوتاه که در یک نشست می توان آن را خواند. حال و هوای نوستالژیک کتاب برای آنها که خاطرات جمعی مشترک با این نسل داشته اند از دیگر ویژگی های قابل اشاره این داستانهاست که می تواند یادآور روزهایی باشد که هرچقدر همراه با دشواری، کمبود و ...بوده، حالا به خاطره ها پیوسته و طعم آن چه تلخ باشد و چه شیرین، مطبوع و خاطره انگیز شده است. نویسنده با استفاده از مکانهای آشنای شهری همانند پل سید خندان، خیابان شریعتی و... کوشیده هویت شهری ملموسی برای فضاهای داستان به ارمغان بیاورد و این آشنایی را واسطه ای برای پذیرفتنی کردن روایت قرار دهد.


نوشته نیره رحمانی
منتشر شده در سایت الف

موضوعات: خواندنی ها