نوشته های شما: دیوار اول


خالدی:

نظر مردم مهم نیست
نظر مردم مهم نیست
نظر مردم مهم نیست
نظر مردم مهم نیست
نظر مردم مهم نیست
نظر مردم مهم نیست
به من گفتید از روی این 6 بار بنویسم حالا با نوشتن این دچار تناقض شدم که حالا در این بخش چه می توان نوشت ! اصلا باید نوشت؟! fellow

--------------------------------------------------------------------------------------------------

حمید:

روی دیوار مردم یادگاری نوشتن؟!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

خالدی:

فکر می کنم اغلب ما آدم ها نه در واقعیت زیست می کنیم و نه در بخش آگاه ذهن و ضمیرمان!
اما گاهی در مواجه شدن با شخصی، خواندن کتاب یا نوشته ای،دیدن فیلم ،عکس یک تابلوی نقاشی
یا خط، بودن در یک بنای قدیمی، لمس اشیاء سفالی یا کاشی های لاجوردی و فیروزه ای، قرار گرفتن
در والایی و عظمت یک کوه ، عمیق شدن در بی کرانگی دریا، خیره شدن به زلالی آب و سختی سنگ
و لطافت و زیبایی گیاهی برآمده از دل این سختی، شنیدن صدای ساز و آوازی ،رفتن به جایی ،نرفتن
و ماندن در جایی، به یاد آوردن خاطره ای یا از یاد بردن خاطره ای، سکوتی و سکونی، صدایی و
خروشی ....... سبب می شود درونت غوغایی شود و شوری برپا، یا از شادی یا از غم !
در هنگامه این هیاهوی چیزی محض و ناب ، آراسته به آرامشی مسحور کننده جلوه می کند
مانند مرکز توفان که در والایی سکون وسکوت است. وقتی که با واقعیت رو در رو می شویم
حسی مانند دیدن یک آشنای قدیمی که اصلا انتظار دیدنش را نداشتید برایمان ایجاد می شود،
حباب جهان ناآگاه مان با تلنگری در هوا می شکند تا زیر پای خود سفتی وجود زمین جهان آگاه مان
را لمس و حس کنیم، حس کنیم زمینی را که به بهانه هزار و یک دلیل آن را با آویزان شدن به
بادبادک های خیال و توهم، رها کرده و به فضای رفته ایم که خانه و قرار امنی در آن نیست.
گم می شویم و از یاد می بریم که گمشده ایم !
زمانی که این واقعیت برون و درون رخ می نماید غمی ما را فرا می گیرد که نه از بدی آن،
بلکه از درد غفلت پر زیان خودمان است. همان درد آگاهی.
نوشته های آقای محمد منصور هاشمی برای من چنین نقشی و تقریری داشت.
از نقدهای مستدل و تحلیلی و مقالات فلسفی ، تفسیر و توصیف آثار هنری تا نوشته های
خودمانی اش، همه و همه برای من تلنگر و سوق دهنده ای بود و هست بسوی آگاهی و جوابی
برای دغدغه هایم، بیانی برای ناگفته هایم و مرهمی شفاء بخش بر دردهایم ............

برایش دلی شاد ، خاطری آسوده ، فکر و قلمی توانمند و نافذ در راستای
اصلاح جهان درون و بیرون آرزومندم.

----------------------------------------------------------------------------------------
Saghar

برخی نوشته هایتان را خواندم. جالب بودند.
آن دولت غم را که به دعا از خدا خواسته اید، دولت غمی که تعالی می بخشد
و گاه چنان ویران میکند که هرچه ما و منی است در آتشش خاکستر می شود،
مونس همیشگی ام است.
با روشنفکری دینی میانه ی خوبی ندارم و اصلا به آن اعتقادی ندارم.
روشنفکری با دینی اندیشیدن قابل جمع نیست (هر دینی فرقی نمیکند چه ادیان شرقی و چه ادیان غربی).
اما دفتر یادداشتهای بدتان را دوست دارم. از دل بر آمده اند.
اگر اجازه دهید گاه چند خطی به رسم یادداشتهای بد بر دیوارتان یادگار بنویسم.
سپاس

---------------------------------------------------------------------------------------

محمد حسین:

روشنفکربودن در دین نیاز جدی و مبرم دوره ماست
امید وارم با سیاسی کاری و جزم اندیشی این مشعل که مارا به سوی فهم عقلانی دین می برد خاموش نکنیم

---------------------------------------------------------------------------------------------
Mirzazadeh

این کتاباییتون که گیر نمیان رو میشه بذارین روی همین سایت.
صادق هدایت و صیرورت در ملاصدرا و هگل و هویت اندیشان و احمد فردید توی بازار نیستن

--------------------------------------------------------------------------------------------

خالدی:

کار یعنی آنچه که حتی المقدر بتوان آن را راحت از سر گذراند !کار یعنی آنچه که خیلی جدی نیست
اما به دلایلی از جمله ( نیاز مالی ، وجهه اجتماعی .....) ملزم به انجامش هستیم
حال که این چنین ناچاریم پس بهتر آنست راهی برای انجام راحت تر آن بیابیم و خود را زیاده به زحمت نیندازیم ،
در نهایت تاسف ما کار را (از جمله خودم ) این طور یاد گرفته و تعریف می کنیم .
تاب و تحمل سختی را نداریم و مشقت تلاش کردن را بخود روا نمی داریم
یا اینکه این همه زحمت و تلاش را برای هر کاری لازم نمی بینیم!
بلکه آن را صرفا برای کارهای مفید که البته گوشه چشمی هم به منفعت آن کار داریم ،لازم می دانیم
( حال خدا می داند آن کارهای مهم چه ویژگیهایی دارند و شامل چه کارهای می شوند ؟
و اصلا زمان پرداختن به آنها کی فرا می رسد ؟)
این راحت از سر گذراندن کار معادل جدی نگرفتن آن است.
به دلیل علاقه ام به مطالعه (البته در حد یک علاقمند ) شاید بتوانم به یکی از معضلات جدی نگرفتن
و کم اهمیت بودن کار در حوزه تالیف آثار از جمله تالیف مقالات به معضلی اشاره کنم
و آن این که، به نگارش درآوردن آثار تالیفی با حداقل ارجاعات به منابع گوناگون است.
در حالی که پژوهش و کنکاش بیشتر در مورد حقیقت موضوعی، آن حقیقت را استوارتر می کند نه متزلزل تر!
وقتی در سایت شما به مقاله ای با عنوان «مصطفی رحیمی: تعهد به تحول» نگاهی گذرا انداختم
و بر حسب عادت به پانوشت آن توجه کردم، هم متعجب شدم و هم بسیار مشعوف!
اینکه نویسنده، این مقاله را برای درج در یک مجله (البته مجله ایی وزین و معتبر) داخلی ،
و آن هم درباره شخصیتی (البته انسانی شریف و متفکر )
که برای هم نسلان من، مانند اندیشمندان نام آشنایی چون آقایان سروش ، شریعتی ،مکلیان و....... نیست
و نامی تقریباً ناآشنا ست، به 114 منبع برای نگارش آن ،مراجعه کرده است به واقع حیرت افتادم!
حتی اگر ارجاعات مکرر را به یک منبع مشخص حذف کنیم فکر کنم در حدود 100 منبع باقی می ماند.
نکته اینجاست که این مقاله قرار نبوده در یک کتاب مطرح یا در یک کنفرانس معتبر داخلی یا بین المللی ارائه شود!
(!اشاره به همان کارهای مهم در جای های مهم، تا مگر عالم علم را لایق نبوغ ذهنی خود بدانیم و تلاشی بکنیم)
اما محققانه و اصولمند تالیف شده است.
این همان جدی گرفتن کار و درست انجام دادن آن است،
نه به قصد و منفعتی، بلکه به دلیل نفس خود کار.
شیوه نگارش این مقاله را اولاً ، ثانیاً و ثالثاً برای خودم
و رابعاً برای تمام کسانی که دوستدار دانش اند قابل توجه و تعمق می دانم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Saif

The truth just shines through your post
--------------------------------------------------------------------------------------------
Khaledi

در مورد مقاله «اندیشمند دوره استقرار» سوالی دارم.
برای اینکه کسی ( مانند آقای ملكيان و غیره ...)را از نقاط عطف در تاريخ روشنفكري ديني دانست
آیا نیازمند این نیست که اندیشمند مورد نظر دارای مجموعه ای منسجم از آثار،
مخصوصا آثار تالیفی نظامند در خصوص نظریه مورد تعمق و مداقه خویش را داشته باشد؟
در حالی که آثار ایشان بغیر دو سه ترجمه مابقی مجموعه مقالات یا سخنرانیها و درس گفتارند!

------------------------------------------------------------------------------------------------

علیرضا:

خیلی جالبه که کسی که کار فکری می کند رمان هم خوب بنویسد.
قهقهه در خلاء با شخصیتها و ماجراهای جالبو قابل قابل تفسیرش یک رمان خوشخوان فکرانگیز است.
امیدوارم زنگ هفتم و نمایشنامه آقای محمد منصور هاشمی هم رودتر چاپ بشود.
راستی کار نشر چشمه کی درست می شود؟!

-------------------------------------------------------------------------------------------------

hojjat

آقای هاشمی عزیز
هر کس به تاریخ اندیشه در ایران معاصر توجهه داشته باشد حتما نیازمند مراجعه به کارهای شماست.
تقسیم بندیهاو تحلیلهایی مثل هویت اندیشان و دین اندیشان متجدد و این گونه کارها.
در ضمن دفتر یادداشتهای بدتان هم خیلی خیلی خوب است! یک منصور هاشمی دیگر است!

----------------------------------------------------------------------------------------------

مهران حیدری:

با سلام دفتر یادداشت های بد جذاب و درخشان است.

------------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

مطلبی که در مورد بزرگداشت یاد آقای آیتی با عنوان «استاد ما، عبدالمحمد آیتی» نوشته اید،
قدردانی از منزلت و ارزشمندی یک معلم به شکل کاملا فاخر و تحقق یافته آن است.
نه صرفا در قالب کلمات
بلکه به ثمر نشستن تلاش ها و آموخته ها یک معلم در زندگی
و عملکرد شاگردانش بهترین شیوه قدردانی است که در شما محقق است.

----------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

دفتر یادداشتهای بد
دفتر یادداشتهای بد
دفتر یادداشتهای بد
چقدر خوب است...

---------------------------------------------------------------------------------------

فهیمه:

اگه یادداشتهای بد اینقدر خوبه پس یادداشت های خوب...میتونه بد باشه؟!نه میشه خیلی خوب باشه! fellow


-----------------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

مطلب « تنهایی و تفکر» عالی است
مخصوصا ( با توجه به فیلم هانا آرنت) ارتباط و همبسنگی بین تنهایی و تفکر به زیبایی توصیف و تبیین شده است

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

وقتی یادداشت « درستایش عقل سلیم » را خواندم ، خوشحال شدم
چون کسی ( احتمالا کسان دیگری نیز هستند) هست که توان،
یعنی داشتن دانش لازم و جرات گفتن واقعیت را دارد
( بدون در نظر گرفتن سود و یا ضرری که از پی آن خواهد آمد )
چون هستند کسانی که دانش لازم را دارند اما به هزار و یک دلیل سکوت می کنند
که البته این سکوت بهتر از آن است که گفتاری ناصحیح یا ملاخظه کارانه گفته شود
عاقلانه دیدن یعنی جدا از جریان خوشامدها و بدآیندهای همه دیدن به بهای گفتن واقعیت
به معنای درست دیدن، محاسن و معایب یک چیز را توامان دیدن،
در تبیین امور حتی احساسی ترین آنها لگام احساس را رها نکردن
و ثمره عقل سلیم را بهای اندک نفروختن
که در گذر زمان سخت می توان جهل جای خوش کرده را
از اذهان زدود!
امام باقر عليه ‏السلام:
مصيبتى ، چــون بـى‏خردى نيست.
(تحف العقول : 286 منتخب ميزان الحكمة : 390)

--------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

گاهی در سایت تان یادداشت های به احترام برخی از اشخاص می گذارید
مانند یادداشت اخیرتان با عنوان «روشنفکری روشنگری است» که به احترام آقای ابوالحسن نجفی است
این گونه یادداشت ها بسیار خواندنی و آموزنده اند
کسانی که در این یادداشت ها معرفی می کنید کسانی هستند که
علم و معرفت را به جهل و نادانی
تواضع را بر کبر و غرور
تساهل و تعامل و بلند نظری را به جزم و تنگ نظری
همه جانبه نگری را به یکسو نگری
بیان اشتباهات و معترف به ندانسته های خویش را به توهم همه دانی و بی خطایی
کارکردن در خلوت وسربه زیر و بی هیاهو بودن را به ارضاء خودنمایی و کسب شهرت
از روی تانوایی و وارستگی و بزرگ منشی، ترجیح می دهند
برای همین زندگی شان ، وارسته و عمیق و پرمعنا و پر برکت می شود
این ثمری انتخاب و ترجیح آنان است
امیدوارم نویسنده این سایت آقای هاشمی همچنان به نوشتن این گونه یادداشت ها ادامه دهند
زیرا خواندن و دانستن شان برای همه و مخصوصا جوانان
پندآموز و رهگشاست تا خوب زیستن به هر شکل آن ،بر سر طاقچه عادت از یاد من و تو نرود*
برگرفته از شعر سهراب سپهری*

------------------------------------------------------------------------------------------------

hojjat

کاش این مطلب مقایسه دو خواهر - مریم فیروز و ستاره فرمانفرما- را موضوع یک یادداشت مستقل می کردید.
جالب می شد.

------------------------------------------------------------------------------------------------

مسافر:

سلام آقای هاشمی

یه چند وقتیه نیستید؟
مطلب جدید نمیذارید!
احتمال دادم درگیر کاری باشید که وقت برا سایتتون نمیذارید.

----------------------------------------------------------------------------------------

...:

نه این که ما کم شماریم همیشه،یاده روزی یک بار،
یاهر دو هفته یک بار یا...باید به روز شود
ومطالب هم حتما فلسفی -کلامی-ادبی ...
یا مربوط به یادداشت های بد ،گفته ها ونوشته ها...باشد
اماوقتی به کنج دنج این جا عادت کردی،
آنوقت است که می خواهی هروقت به درش رسیدی
باز باشد،
نه این که ندانی زحمت دارد این خواسته ات برای صاحب خانه،
اما خانه ای که ساخته شده تا درآن رفت وآمد شود زحمت با آجرهایش عجین است
واگر چند روزی چندماهی یا...درش بسته ماند
بالاخره هرچقدر هم طول بکشد گشوده خواهد شد

------------------------------------------------------------------------------------------

مسافر:

نظریه ولایت فقیه چقدر شبیه به نظریه امت و امامت میدانید؟
یعنی شما شریعتی را نظریه پرداز انقلاب میدانید که از مارکسیست راه رابرای انقلاب اسلامی باز کرده؟

------------------------------------------------------------------------------------------

hojjat

یادداشت بد جدید بگذارید لطفا. سپاس

-----------------------------------------------------------------------------------------

مسافر:

سلام کماکان منتظر جواب سوالم هستم...

----------------------------------------------------------------------------------------

بی نام:

«يک توضيح مختصر» يک توضيح مختصر نيست يک بينش ارزشمند است .
اگر کسي به اين بينش ( مخصوصا آنچه در 4-3 خط پاياني متن آمده است) برسد و عادت ذهن او شود
دنيا و نگاه اش به آنچه مي خواند و مي آموزد
بس پربار و ثمربخش و متفاوت به معناي بهتر و درست ديدن بدور از خوشايند و بدآيند مي شود
يک اثر به مانند يک موجود ديگر است که فقط در ذهن مولف شکل مي گيرد،
البته مي تواند کاملا شبيه يا متفاوت يا مقداري شبيه يا متفاوت از مولف اش باشد
اما بهرحال موجودي ديگر است که مي توان آن را جدا از موجوديت و صفات مولف اش شناخت.

-------------------------------------------------------------------------------------------

مسافر:

تفتیش عقاید؟!
شخصیت زدگی؟!
آقای هاشمی! به نظرم سوال در مورد نسبت این دو بحث بد پرسیده شده بود
که برداشت شما تا این حد دور از ذهن و منظور من بود.
بله حق با شما بود و نباید در قسمت" نوشته های شما" سوالی پرسیده می شد.
و اما چیزی که شما در "یک توضیح مختصر" اشاره کردید
" متن از همان لحظه که ارائه شد حیاتی جدای از حیات مولفش دارد."
صرفا یک دیدگاه است که موافقین و مخالفینی دارد.
دیدگاه های دیگری مثل تاثیر عمل بر فهم،
یا چیزی که برخی متفکرین به آن اصالت فاعلیت میگویند وجود دارد
که با این نگاه هیچ نوشته و حرفی را نمی توان بدون در نظر گرفتن شخص نویسنده
یا گوینده و نظام فکری وی تحلیل کرد.
مصداق عینی اش خود شما!
که از سوال بنده اینگونه برداشت کردید که حتما من یک ایدئولوژی زده هستم ،
که همه چیز را در یک چارچوب تنگ می بیند و شاید قصد تفتیش عقیده دارد... .
در ضمن صرف تاکید بر دیالوگ خواننده با متن زمانی است
که دسترسی به نویسنده به هر دلیلی امکان پذیر نباشد.
وقتی شما متنی روی سایت میذارید باید توقع بازخورد های متفاوت و گاهی متناقضی داشته باشید،
حتی در قالب سوال.
من در سوال عقیده شخصی شما را نخواستم فقط به دنبال یک تحلیل از نسبت این دو نظریه باهم بودم.

با احترام و سپاس

--------------------------------------------------------------------------------------------------

ع.ص:

من بحث اصالت فاعلیت رو خوندم خیلی عمیقه.
با دلایل زیادی اثبات میکنه که تمام علوم و اندیشه ها،
حتی علوم پایه متاثر از ارزش های فاعله(پدید آورنده).
با همین رویکرد جهت داری علوم رو تبیین میکنن.
البته هنوز متفکرین اختلاف نظرهای زیادی روی این قضیه دارن

------------------------------------------------------------------------------------------------

...:

جناب حافظ میفرماید:
هرکه خواهد گو بیا وهرچه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان در این درگاه نیست

---------------------------------------------------------------------------------------------

r.m

علیرغم احترامی که برا حضرت لسان الغیب قائلیم اما این ... خودش دربانه ها!!! smile winked


-------------------------------------------------------------------------------------------------------

ضیاء:

باور بفرمایید که اگر در فیس بوک هم حضور داشته باشید ، مقصود شما از بودن در فضای مجازی حاصل می شود .
امکاناتی که در فیس بوک برای " ارائه ی آنچه می خواهید دیگران از شما بدانند " هست
بسیار راهگشاتر از سایت تان است . دست کم هرچیزی که اینجا می نویسید در فیس بوک کپی کنید .
امیدوارم شما را آنجا ببینیم .

موضوعات: نوشته های شما