شکوه نجیبانه


بحث است درباره این که خوشنویسی هنر است یا نه؛ آن بحث را به جای خودش می فهمم. اما انکار نمی توانم بکنم که دیدن یک خط خوش برای من تجربه زیبایی شناسانه تعالی بخشی است. خوشنویسی با همه تکرارها و پیچ و تابهایش سلوک است، نه فقط برای آن که می نویسد بلکه حتی برای آن که با علاقه چشمش را به ضیافت پر رمز و راز خط ها و نقطه ها و گسستگی ها و پیوستگی ها می برد. خوشنویسی هر زبانی را دوست دارم، از جمله خوشنویسی های خاور دور را؛ طبعا خوشنویسی های خطوط فارسی و عربی را بیشتر، و از میان این خطوط اخیر هم شکسته نستعلیق را دوست تر می دارم و نستعلیق را که به چشم من زیباترین خط جهان است با شکوه نجیبانه اش، با آرامش استوارش. خطی که با ظرافت، هم سرکشی و خروش را می تواند بازتاب دهد هم فریبایی و ملاحت را.
برای نمونه سوره حمد مشهور میرعماد را ببینیم و چند تابلو از استاد غلامحسین امیرخانی و استاد یدالله کابلی:

شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه



شکوه نجیبانه

موضوعات: دوست داشتنی ها