رد کردن و رفتن به مطلب
منو
  • دوست داشتنی‌های من
  • خواندنی ها
  • خبرها
  • نوشته ها و گفته ها
  • دفتر یادداشت های بد
  • شنیدار/دیدار
  • دیدگاه‌های شما
    • دیدگاه‌های شما
    • ارسال دیدگاه
  • درباره نویسنده / درباره سایت
    • درباره نویسنده / درباره سایت
    • زندگی‌نامه و فهرست آثار
    • راه های تماس

محمدمنصور هاشمی

ما کم شماریم

منو

درباره اندیشه و ژورنالیسم

آقای سید محمد حسین غمامی لطف کرده‌اند و در “نوشته‌های شما” یادداشتی گذاشته‌اند درباره “ادب اندیشیدن شکیبایی است” و در واقع در نسبت اندیشه و ژورنالیسم. تصور می‌کنم سخنم سوءتفاهمی ایجاد کرده باشد. بنابراین سعی می‌کنم در این یادداشت کوتاه دو سه نکته را برای روشن‌تر شدن مطلب و کاستن از ابهام احتمالی آن اضافه کنم.

در مورد نوشته آرنت درباره دادگاه آیشمن و نیز نوشته فوکو درباره انقلاب ایران باید بگویم هر دو نوشته به عنوان گزارش تحلیلی منتشر شده‌اند، گزارش‌های تحلیلی شاهدان عینی و البته اندیشمند و عمیق. در روزنامه‌های معروف دنیا تا جایی که من می‌دانم صفحه اندیشه به معنایی که ما داریم وجود نداشته یعنی صفحه‌ای که مثلا در آن‌ها درباره حیات ذهن آرنت یا دیرینه‌شناسی دانش فوکو بحث شود. این سنخ آثار این اندیشمندان هم در روزنامه‌ها منتشر نشده است.

به یک معنا این که در روزنامه‌های دنیا چنین صفحه‌ای هست یا نه اهمیتی ندارد. اگر داشتن چنین صفحه‌ای مفید باشد همه دنیا هم که نداشته باشند اشکالی ندارد، چه خوب که ما داشته باشیم. اما واقعیت این است که داشتن چنین صفحه‌ای اگر کارکردی غیر از معرفی و آگاهی‌رسانی در حد روزنامه داشته باشد نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه می‌تواند مضر هم باشد. هر ظرفی ظرفیت خود را دارد و هر فرمی محتوای خاصی را می‌تواند منعکس کند. روزنامه جای اطلاع‌رسانی و تحلیل روزمره است، و همانقدر که جای بحث تخصصی راجع به فیزیک نیست جای بحث تخصصی راجع به فلسفه و علوم انسانی هم نیست. برای بحثهای عمیق‌تر و مستندتر و مستدل‌تر نشریات سنگین‌تر لازم است. نشریاتی که از حیث پدیدآورندگان و مخاطبان مناسبت بیشتری با چنین بحثهایی داشته باشند.

ژورنالیسم نه تنها بی‌ارزش نیست بلکه سخت ارجمند است. یکی از ارکان حکومتهای دموکراتیک است و بودن آن و موفقیت و غنای آن وجود جامعه مدنی و موفقیت و غنای جامعه مدنی است. ولی هر چیزی در جای خود مفید است. خیال می‌کنم یکی از مشکلات جامعه ما این است که اساسا یک نوع در‌هم‌ریختگی جاها و جایگاه‌ها و نقش‌ها و کارکردها در آن هست. آموزش و سرگرمی و ورزش و هنر و علم و سیاست و غیر اینها هر کدام به جای خود مهم‌اند اما وقتی به حوزه دیگری وارد شوند همه چیز مضحک می‌شود. همانقدر که رسانه سرگرم‌کننده دانشگاه نمی‌تواند باشد، دانشگاه هم نمی‌تواند به سرگرمی فروکاسته شود. همانقدر که یک پزشک حاذق نمی‌تواند درباره فیزیک نظر بدهد سیاستمدار هم نمی‌تواند راجع به علم نظر بدهد و به همین ترتیب. بهترین ژورنالیست‌های دنیا به خوبی به امکانات و محدودیت‌های کارشان واقفند. روزنامه با مجله روشنفکری پیشرو و نشریه تخصصی دانشگاهی فرق می‌کند و باید فرق بکند. کار هر یک به جای خود ضرورت دارد و سلسله مراتبی هم در کار نیست ولی کارهای اینها را نباید با هم خلط کرد.

فرید زکریا و فرانسیس فوکویاما و تامس فریدمن و امثال اینها از نویسندگان و ژورنالیست‌ها و تحلیلگران سیاسی و اجتماعی و اقتصادی‌اند که البته کارهایشان در نشریات مختلف که معمولا خاص‌تر و تحلیلی‌تر از روزنامه است چاپ می‌شود. آنها تا جایی که من کارهایشان را خوانده‌ام اطلاعات فراوانی را گرد می‌آورند و تحلیل می‌کنند و آنها را به صورتی جذاب می‌نویسند. با اینهمه جنس کار آنها با آرنت و فوکو و هابرماس متفاوت است. امثال این اشخاص اخیر هم اگر مقاله‌ای در روزنامه بنویسند با کارهای اصلی فلسفی و جامعه‌شناختی‌شان متفاوت است.

روزنامه‌نگاری به طور عمده مبتنی است بر اقبال مخاطبانی که الزاما متخصص نیستند یا تخصص‌هایی مختلف دارند. این ترکیب پیچیده برای آن محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند. طبعا این محدودیت‌ها در مورد نشریه‌ای با مخاطبان نخبه‌تر کمتر است و به همین ترتیب.

امیدوارم با این توضیحات اجمالی از ابهام‌های “ادب اندیشیدن شکیبایی است” کاسته شده باشد.

محمد منصور هاشمی
16 فروردین 1393‌
نوشته شده در نوشته ها و گفته ها

دسته ها

  • خواندنی ها
  • خبرها
  • نوشته ها و گفته ها
  • دفتر یادداشت های بد
  • شنیدار/دیدار
  • دیدگاه‌های شما
  • ارسال دیدگاه
  • درباره نویسنده / درباره سایت
  • زندگی‌نامه و فهرست آثار
  • راه‌های تماس
  • دوست داشتنی‌های من
اجرا شده توسط: منصور کاظم بیکی