وجود مبارک جناب استاد محمد علی موحد و کارنامه پر برگ و بار ایشان برای من همواره رازآمیز و سوالبرانگیز بوده است. ایشان هم در عرصه تالیف و پژوهش و هم در حوزه تصحیح متون و هم در زمینه ترجمه از دو زبان انگلیسی و عربی فعال بودهاند و در حوزههای حقوق و ادبیات و عرفان و فلسفه و تاریخ آثار گوناگونی پدید آوردهاند و شگفت اینکه همه کارهایشان در همه این عرصههای مختلف شایان توجه و ارزشمند و متین و موثق بوده و هست. اگر این را نیز در نظر بگیریم که استاد موحد نوجوانی و اوایل جوانی را در تنگدستی گذراندهاند و بعد هم مدتها در شرکت نفت مشغول به کار بودهاند و مشغله فراوان داشتهاند این تعجب بیشتر هم میشود. آن نوجوان تنگدست، امروز از خیرین مدرسهساز است و آن کارمند شرکت نفت نه فقط راوی ماجراهای حقوقی-تاریخی نفت ایران که پدیدآورنده آثار چشمگیری در عرصه تخصصهای متفاوت است و هنوز هم –ماشاءالله- در نود و یک سالگی با ذهنی بسیار منضبط و منظم آثاری دقیق و قابل استناد را به جامعه عرضه میکند. تعجببرانگیز نیست کسی هم مصحح “مقالات شمس تبریزی” باشد و هم مولف “خواب آشفته نفت”؟ هم مترجم “سفرنامه” ابنبطوطه باشد و هم مترجم “چهار مقاله درباره آزادی” آیزیا برلین؟ هم نویسنده “در هوای حق و عدالت” درباره حقوق بشر باشد و هم مصحح “سلوک الملوک” خنجی؟ هم مترجم “فصوص الحکم” ابنعربی باشد و هم مولف “مبالغه مستعار” در نفی دعاوی حقوقی شیوخ عرب درباره جزایر سهگانه ایران در خلیج فارس؟ و مولف و مترجم و مصحح کتابها و مقالات بسیار دیگر؟
این شماره “بخارا” (شماره صد و دو، مهر- آبان 1393) علاوه بر اینکه مثل همیشه دارای مطالبی خواندنی و به یاد ماندنی است (از جمله مثلا مقالهای نفیس از استاد دکتر داریوش شایگان درباره شارل بودلر)، جشننامهای برای دکتر محمد علی موحد را نیز دربردارد که شامل کتابشناسی ایشان است و مصاحبهای مانند همه مصاحبههای جناب سیروس علینژاد بسیار خواندنی با استاد موحد و نیز یادداشتهایی از آقای علی نژاد درباره استاد و مطالب قابل توجه دیگر از جمله دو سخنرانی تاملبرانگیز و استادانه از خود دکتر موحد یکی در مراسم بزرگداشتشان در تبریز و دیگری در فرهنگستان زبان و ادب فارسی که این دومی برای دوستداران مولانا هم به ویژه میتواند جالب باشد؛ چرا که استاد موحد در آن توضیح دادهاند که اختلاف نسخههای “مثنوی” گاه حاصل ویرایش خود مولانا با همراهی دیگران بوده است؛ به عبارت دیگر مولانا پس از سرودن، سر فرصت متن را با همراهانش بازخوانی و ویرایش میکرده است (قابل توجه کسانی که فکر میکنند شعر فقط حاصل جوشش است و تصوری از کوشش برای پیراسته کردن آن ندارند!)
درباره جناب موحد پیش از این شماره “بخارا” دو جشننامه دیگر هم منتشر شده است، یکی زیر نظر مرحوم حسن حبیبی توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی و دیگری با نام “قافله شوق” توسط نشر ستوده در تبریز. استاد موحد تبریزی هستند و افتخار آذربایجان و سرمایه معنوی همه ایران.
برای انتشار این جشننامه در “بخارا” و نیز همه شمارهای “کلک” سابق و “بخارا”ی فعلی به جناب آقای علی دهباشی باید صمیمانه خسته نباشید گفت. همت ایشان برای کسانی که کارهایشان را دنبال میکنند واقعا مثالزدنی است. انشاءالله جناب دهباشی همیشه سلامت باشند و بتوانند سالهای سال “بخارا”ی شریف را منتشر نمایند و این چنین با تجلیل از بزرگان فرهنگمان به ایران خدمت کنند. چه توفیقی بالاتر از این؟