سال پیش در این ایام داریوش شایگان از دنیای ما رفت. دلم برایش واقعا تنگ شده است؛ برای اینکه تلفن بزند و با هیجان دوست داشتنی اش درباره کارهای جدیدی که دارد می نویسد حرف بزند، برای اینکه قرار ملاقات بگذارد و در خانه دیدنی اش که به موزه کوچک هنر می مانست فارغ دلانه گفتگو کنیم، برای اینکه به رغم همه مشغله هایش مهربانانه حواسش به همه چیز باشد و خیلی جدی احوال سلامت آدم را بپرسد و بی بخل و خودشیفتگی سراغ کارهایی را بگیرد که دوست داشت تمام کرده باشم و بخواند. دلم برایش واقعا تنگ شده است؛ هرچند برخی انسان ها وقتی هستند آنقدر هستند که وقتی از دنیای کوچک ما می روند، فقط در دسترس نیستند، وگرنه باز در ذهن و ضمیر ما همیشه حاضرند. داریوش شایگان از این دسته اخیر بود و برای من همیشه هست.
هفته پیش، یکشنبه پنجم اسفند 1397، در سالگرد دوری داریوش شایگان، به لطف وجود “شبهای بخارا”ی مجله بخارا، مراسم باشکوهی برای او در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد به مناسبت انتشار ترجمه فارسی مجموعه شعر داریوش شایگان به نام “از دریا به دریا…از کران تا کران…” که در حدود سی سالگی او به فرانسه منتشر شده بوده است. هم برگزاری مراسم و هم انتشار کتاب به همت چشمگیر و ستودنی علی دهباشی انجام گرفت. ترجمه خوب این کتاب که می تواند به کنجکاوی علاقمندان به این جنبه از وجود شایگان پاسخ گوید به قلم گلنار گلناریان فراهم آمده است. داریوش شایگان خودش این مجموعه اشعار را که هانری کربن به آن پیشگفتار نوشته، صرفا “گناه جوانی”(!) می دانست؛ اما به هر حال ترجمه فارسی این کار نیز باید انجام می شد و چه خوب که اکنون به سرانجام رسیده و منتشر شده است. در “شب شاعرانگی داریوش شایگان” که با حضور ژاله آموزگار، آیدین آغداشلو، داریوش مودبیان، غلامعلی خوشرو، صادق خرازی، هارون یشایایی، بهروز برومند، نیر طهوری، کیانوش انصاری و بسیاری دیگر از اهل فرهنگ ایران برگزار شد، حامد فولادوند و گلچهره سجادیه گزیده ای از شعرهای مجموعه را به فرانسه و فارسی خواندند و گروه مهر نوا به سرپرستی نازلی بخشایش به اجرای موسیقی پرداختند. در این مراسم من هم گفتاری داشتم درباره “شعر و فلسفه” که متن آن را در آینده برای انتشار، ویرایش و آماده می کنم. عجالتا و تا نهایی شدن آن متن گفتم در اینجا به مناسبت سالگرد دوری دکتر شایگان نازنین دو نوشته را در اختیار دوستان “ما کم شماریم” قرار دهم. یکی مقاله فاطمه مینایی با نام “شایگان و شاعران” که خود استاد شایگان عزیز آن را خوانده بودند و دوستش داشتند و متاسفانه نه در ایام حیاتشان که پس از درگذشت ایشان در یادنامه شان در بخارا منتشر شد و در پست پیش آن را آوردم؛ دیگری نوشته کوتاهی از خودم که در ادامه همین یادداشت می آورم و مرور بسیار مجملی است بر کتابهای داریوش شایگان برای گرامیداشت یاد او.
محمدمنصور هاشمی
12 اسفند 1397
شایگان اهل قلم
در میان اندیشمندان معاصر ایران داریوش شایگان “نویسنده”ترینشان بود. آثار او متن مکتوبشده گفتارهایش یا قلماندازهایی تنها برای بیان اندیشههایش نبود. صورت آثار هر متفکر سنخیت تام با محتوای آن آثار دارد و از آن جداییناپذیر است. شایگان نه ایدئولوگ بود و نه نظامساز، جستجوگری بود کنجکاو و باذوق، فارغ از شتابزدگی و رها از دستورالعملنویسی. مثل هر متفکر اصیل مسألههایی همیشگی داشت که تحت تأثیر تحولات زمانه و آگاهیهای تازه هرازچندگاه بیانهای نوتر و پختهتر مییافت. برای چنین اندیشمندی با چنین ویژگیهایی “نویسندگی” و بهویژه “جستارنویسی” بهترین و مناسبترین صورت پرداختن به مسألهها و دغدغهها است و سلوکی در جهت تأمل و ژرفنگری. شایگان نویسنده بود و به طور خاص جستارنویسی بود شاخص و توانا. مرور کتابهای این نویسنده، پیگرفتن آن صدایی است که از پس رفتن او میماند. در این یادداشت کوتاه که به مناسبت درگذشت استاد ظریفاندیش، زندهیاد داریوش شایگان، و به احترام خوانندگان فرهیخته “نگاه نو” نوشته میشود، برای پرهیز از تکرار آنچه پیشتر به تفصیل درباره شایگان نوشتهام(1) به اختصار فقط مروری خواهم داشت بر کتابهای شایگان، به نیت یادآوری میراث ارجمندی که او برایمان به یادگار گذاشته است.
نخستین کتاب شایگان به زبان فرانسه، نه اثری پژوهشی است و نه تحلیلی انتقادی. کتابی است کمتر دیدهشده که صرفنظر از محتوایش حاکی از نوع نگاه شایگان به امور عالم است؛ کتاب شعری به نام “از دریا به دریا، از ساحل به ساحل”(2) که هانری کربن بر آن پیشگفتاری کوتاه نوشته است. شایگان پس از این کتاب سودای شاعری را کنار میگذارد، اما بر نگرش و نگارش او همواره بوطیقای شاعرانه حاکم میماند.
کتابهای دیگر، پژوهشهای او است در مقام هندشناس و عرفانپژوه. “ادیان و مکتبهای فلسفی هند”(3) که شایگان آن را در حدود سیسالگی نوشته و نخستین کتاب اوست و هنوز پس از پنجاهسال عمدهترین منبع به زبان فارسی در این حوزه به شمار می رود، تحقیقی است گسترده در عالم اندیشه هندی. رگههایی از تأثیر “سنتگرایی”(4) در این کتاب آشکار است، اما بهرغم این، جنبه پژوهشی کتاب آنقدر برجسته هست که آن را از درافتادن به روایتی یکسویه و غیرقابل اتکا کاملاً دور کند. معیارهای حاکم بر ذهن شایگان در عرصه پژوهش، ترازی جهانی بوده است. مثلاً خود را موظف دیده در مقدمه کتاب متذکر شود که چون با زبانهای “پالی” و “پراکریت” آشنا نیست در مورد منابع مرتبط با دین بودا و آیین جین از ترجمههای فرانسه و انگلیسی استفاده کرده است (زیرا در بقیه موارد، اصل سنسکریت را نیز پیش چشم داشته است). کتاب بعدی در حقیقت رساله دکتری اوست که به هندشناسی او، آشنایی با عرفان اسلامی را هم افزوده و حوزه کار او را به مطالعات تطبیقی در حوزه عرفان گسترش داده است. “آیین هندو و عرفان اسلامی”(5) پژوهشی است درازدامن در مقایسه دو نگرش عرفانی هندویی و اسلامی که حول محور کتاب مجمل داراشکوه، یعنی “مجمعالبحرین”، نوشته شده است. بخشی که شایگان در اوایل این پژوهش در معرفی روش خود در این مقایسه نوشته، در زمانه و سرزمینی که در آن مقایسهها و تطبیقهای بیپایه و بیبهره از روشمندی در حوزههای فلسفه و عرفان باب روز است، همچنان آموزنده است، هرچند روش شایگان در این رساله تناسب دارد با عرفان تطبیقی و طبعاً بنا نیست به کار پژوهشهای مقایسهای در حوزه فلسفه بیاید(6).
دو کتاب بعدی شایگان نخستین گامهای اوست در مسیر تحقق بخشیدن به خود در مقام اندیشمندی که نگاهی تحلیلی و نقادانه به امور دارد. “بتهای ذهنی و خاطره ازلی”(7) مجموعهای است از مقالاتی که او در طول چند سال پیرامون دغدغههای همیشگیاش از قبیل بینش اساطیری و زمان و هنر ایران نوشته است. در این کتاب تأثیر حلقه “ارانوس”(8) که شایگان بهواسطه کربن با آنها آشنایی و ارتباط داشته، آشکار است. اثر مهمتر شایگان و یکی از شناختهشدهترین آثار او تا امروز کتاب “آسیا در برابر غرب”(9) است. این کتاب که رد و نشان تأثیر احمد فردید را نیز بر نویسنده دارد، نقدی است رادیکال بر تمدن جدید غرب و تلاشی برای آشکار ساختن وجوه اشتراک فرهنگهای آسیایی و تقدیر تاریخی آنها. بر این کتاب انتقادات گوناگون میتوان داشت اما بهرغم همه انتقادات ممکن، کتابی است اطلاعبخش و جدی که شایگان نخستین بارقههای توانایی ستودنیاش در مفهومپردازی را در آن آشکار میکند. اگر این کتاب را مثلاً با “غربزدگی” آلاحمد یا دیگر کتابهای زمانهاش مقایسه کنیم شأن آن روشنتر میشود. “آسیا در برابر غرب” را میتوان مهمترین اثر شایگان در مرحله اول اندیشهاش دانست.
مرحله دوم، دوره مهاجرت او به فرانسه است. دو کتاب شاخص این دوره کتابهای “انقلاب دینی چیست؟”(10) و “نگاه شکسته: اسکیزوفرنی فرهنگی”(11) است. کتاب نخست با حال و هوای “آسیا در برابر غرب” آغاز میشود اما با بصیرتهایی تازه ادامه مییابد و با طرح پرسشهایی از این دست که در مواجهه سنت با مدرنیته چه اتفاقاتی میافتد. به بیان او تمدنهای سنتی از مدرنیته بازی میخورند و ناآگاهانه به بازتولید غیرنقادانه ایدئولوژیهای مدرن میپردازند. وقتی انقلاب بهمثابه پدیدهای مدرن در کنار دین قرار میگیرد انقلاب دینی نمیشود بلکه دین به ایدئولوژی انقلابی فروکاسته میشود. این همان فرایندی است که شایگان در یکی از مشهورترین مفهومپردازیهایش آن را “ایدئولوژی کردن سنت”(12) مینامد. همین ماجرای برخورد سنت و تجدد را شایگان در کتاب بعدی نه در سطح جامعهشناختی که در سطح روانشناختی مطرح میسازد و به دوپارگی فرهنگی ناشی از آن نگاهی نقادانه میکند. البته در این دوره شایگان کتابهای دیگری نیز منتشر کرده است: ترجمهای خلاقانه از شعرهای سهراب سپهری به زبان فرانسه(13)، یک تکنگاری موثق و راهگشا درباره هانری کربن(14)، و مجموعه مقالاتی با نام “توهمات هویت”(15) که در آن مقالاتی هست در حوزه ادبیات و هنر و اندیشه و اجتماع که نقطه اشتراکشان همان منظر شایگان درباره تفاوتهای عالم شرقی-ایرانی با دنیای غرب متجدد است. همچنین در همین دوره است که کتاب “زیر آسمانهای جهان”(16) پدید میآید، گفتگوی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان درباره زندگی و آثار و اندیشههایش.
مرحله سوم اندیشههای شایگان که پس از وقفهای چندساله در قالب کتاب هویدا میشود وضع مجامع دو مرحله پیشین است. در واقع میان این دورههای فکری تعارضی نیست، بلکه تأکیدها در مرحلههای پیش متفاوت بود، و اینک گویی نویسنده به آخرین منزل اندیشههایش رسیده است و میتواند آنها را در حال و هوایی پستمدرن اما معتدل و غیرافراطی کنار هم بنشاند. “افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار”(17) مهمترین اثر این دوره است. کتابی که در آن نویسنده از سویی بر ارزشهایی ضروری برای زیستن در دنیای جدید، از جمله دموکراسی و حقوق بشر، تأکید میکند و از سوی دیگر از بازپس دادن سهم روح و گفتگو در فراتاریخ سخن میگوید. در این کتاب، نویسنده “آسیا در برابر غرب” که سودای هویتهای ناب شرقی را در سر داشت، هویت چهلتکه در عصر دورگهسازی همگانی را میپذیرد و میگوید چندگانگی فرهنگی اگر مهارشده و آگاهانه باشد نه فقط معضل نیست بلکه چهبسا بتواند اسباب زایایی و پویایی بیشتر بشود. در عصر مرقعکاری فرهنگی میشود به “بریکولاژ ایدئولوژیک” پرداخت یا به “بریکولاژ لودیک (بازیگوشانه)”؛ اولی نتایجی خطرناک دارد و دومی میتواند ثمربخش باشد.
از این زمان به بعد داریوش شایگان که خودش همیشه عین اندیشههایش بود گویی مشغول مرقعکاری بازیگوشانه است. رمان “سرزمین سرابها”(18) را مینویسد، مجموعه مقالاتی به نام “آگاهی دورگه”(19) منتشر میکند، “در جستوجوی فضاهای گمشده”(20) را به چاپ میسپرد، “پنج اقلیم حضور”(21) را مینویسد و به تحقیق و تألیف درباره بودلر(22) و پروست(23) میپردازد. در جملگی این کارها البته مسألهها و دغدغههای همیشگی او بارز است، گفتگوی فرهنگها، سنت و تجدد، عرفان و معنویت، معمای زمان، زیباییشناسی و شاعرانگی.
در این فاصله او زندگینامهای خودنوشت هم به فرانسه فراهم کرد که هنوز منتشر نشده است. در فکر پدیدآوردن دو کتاب دیگر هم بود، یک تکنگاری درباره مونتنی و نیز ترجمه فارسی بخش مربوط به تکوین عالم جدید از کتاب “انقلاب دینی چیست؟” به همراه افزودهای درباره ادبیات که گذار از جهان بسته دانته به جهان باز شکسپیر و سروانتس را بازنمایاند. دریغ که نماند تا کارهایش را تمام کند. گرچه این دریغ برای ما دوستداران اوست. نزد او که هرچقدر “کار” را جدی میگرفت “خود”ش را جدی نمیگرفت، همه این کارها صرفاً از جنس همان مرقعکاری بازیگوشانه بود و سرگرمیهایی برای خوشتر زیستن. یادش به خیر که با زندگی شادمانه و رفتن بیدغدغهاش بهراستی یکی از مصادیق “عاش سعیداً و مات سعیدا” بود.
پینوشتها:
1
بنگرید به محمدمنصور هاشمی، هویتاندیشان و میراث فکری احمد فردید، کویر 1383، ص291-372؛ همو، آمیزش افقها: منتخباتی از آثار داریوش شایگان، فرزان روز 1389، ص1-25؛ همو، اندیشههایی برای اکنون، علم 1394، ص605-614.
2
Daryush Shayegan, De mer en mer… De rivage en rivage; préface d’Henry Corbin, Paris, 1972.
3
داریوش شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، دانشگاه تهران 1346.
4
Traditionalism
مکتب فکری و فرقه عرفانی رنه گنون و همفکرانش از جمله آناندا کوماراسوامی که با فریتیوف شوان و سپس سیدحسین نصر ادامه مییابد.
5
Daryush Shayegan, Hindouisme et soufisme: Une lecture du “Confluent des deux océans”, Paris 1979.
داریوش شایگان، آیین هندو و عرفان اسلامی، ترجمه جمشید ارجمند، فرزان روز 1383.
6
بنگرید به محمدمنصور هاشمی، صیرورت در فلسفه ملاصدرا و هگل، کویر 1383، ص25-37.
7
داریوش شایگان، بتهای ذهنی و خاطره ازلی، امیرکبیر1355.
8
حلقه معنویتگرایی که حول اندیشههای کارل گوستاو یونگ و با مشارکت افرادی مانند ردلف اتو، میرچیا الیاده، گرشوم شولم، واندرلیو و هانری کربن شکل میگیرد.
9
داریوش شایگان، آسیا در برابر غرب، امیرکبیر 1356.
10
Daryush Shayegan, Qu’est-ce qu’une révolution religieuse ?, Paris 1982.
11
Darush Shayegan, Le regard mutilé: schizophrénie culturelle, Paris 1989.
12
l’idéologisation de la tradition
13
Oasis d’émeraude, Paris 1982
14
Daryush Shahegan, Henry Corbin : La topographie spirituelle de l’Islam iranien, Paris 1990.
داریوش شایگان، هانری کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ترجمه باقر پرهام
ویراست جدید فرانسه:
Daryush Shayegan, Henry Corbin: Penseur de l’Islam spirituel, Albin Michel, 2011.
15
Daryush Shayegan, Les Illusions de l’identité, Paris 1992.
16
Daryush Shayegan, Sous les ciels du monde, entretiens avec Ramin Jahanbegloo, Paris 1992
زیر آسمانهای جهان، ترجمه نازی عظیما، فرزان روز 1374.
17
Daryush Shayegan, La lumière vient de l’occident: Le réenchantement du monde et la pensée nomade, Paris 2001.
داریوش شایگان، افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار، ترجمه فاطمه ولیانی، فرزان روز 1380.
18
Daryush Shayegan, Terre de mirages, Paris 2004.
19
Daryush Shayegan, La Conscience métisse, Paris 2012.
20
داریوش شایگان، در جستوجوی فضاهای گمشده، فرزان روز 1392.
21
داریوش شایگان، پنج اقلیم حضور، فرهنگ معاصر 1393.
این کتاب در اصل نسخه بسط یافته مقالهای است به زبان فرانسه که در کتاب “توهمات هویت” چاپ شده. پس از انتشار روایت تفصیلیافته فارسی، شایگان بر اساس آن کتابی مستقل به زبان فرانسه منتشر کرد با مشخصات زیر:
Daryush Shayegan, L’Ame poétique persane: Ferdowsî, Khayyâm, Rûmî, Sa’dî, Hâfez, Paris 2017.
22
داریوش شایگان، جنون هشیاری، نظر 1394.
23
داریوش شایگان، فانوس جادویی زمان، فرهنگ معاصر 1396.
نوشته محمدمنصور هاشمی
منتشر شده در مجله نگاه نو، ش 117، بهار 1397