از “دفتر یادداشتهای بد”، مجموعه بیست و پنجم
دیوانهای هست که هر وقت از کار جهان دلخور است
با خدا با فعل جمع حرف میزند
و به او میگوید “شما”!
مبارز، اما نه سودازده
“اکتاویو پاز، صدایی از آن خود”، نوشتهی نیک کِیستر، ترجمهی لیلا مینایی
ادامه مطلبیک پیشنهاد سریع (26)
زمینههای اجتماعی تعزیه و تئاتر در ایران، جلال ستاری
ادامه مطلبداستان «زنگ هفتم» روایتِ غمانگیزِ ساختن با محیط، نه ساختنِ محیط
نقد و بررسی “زنگ هفتم”؛ آیدا گلنسایی
ادامه مطلبدیدگاههای شما: دیوار ششم
“ما کم شماریم” خلوت روشنی است برای دیدن نوشته های هوشمندانه و دقیق ، و باریک اندیشی های فروتنانه، سالم و نجیب…
و چقدر همۀ ما نیازمند این “دقت “و “سلامت “ایم.
هر بار که می آیم این ها را بیشتر می یابم .
برای همۀ این ها و بیشتر از این ها سپاسگزاریم
ویروسِ سکولار، ویروسِ ؟!
درباره یک اصطلاح و یک استدلال
ادامه مطلبپاسخ به یک پرسش
دربارهی “مغالطه سنتگرایی” و “ذهنیت پیشاشهری”
ادامه مطلباز “دفتر یادداشتهای بد”؛ مجموعه بیست و چهارم
گمان میکنم حضور دین و معنویت در هر جامعه
مثل نور است
اگر از حدی کمتر باشد
همه جا تاریک میشود
و اگر از حدی بیشتر باشد
چنان چشم را میزند که نتوان دید.
نورانیت محض تاریکی مطلق است؛
چشم ما برای سایهروشن طراحی شده است.
تأکید بر دین و معنویت در یک جامعه حد بهینه دارد
فتیله را زیاد که بالا بکشی دود میکند
ادامه مطلباز “دفتر یادداشتهای بد”، مجموعه بیست و سوم
یک پیشنهاد سریع (25)
“اسطوره در جهان امروز”، نوشتهی جلال ستاری
ادامه مطلب
